ابراهيم عاملي ( موثق )
122
تفسير عاملي ( فارسي )
كار من است و ميكنم ، و آنچه نميتوانم ملامتم مكن كه كار تو است و عمر خليفه ميگفته است خدايا اختيار دل خود را ندارم ، ولى تا بتوانم رفتارم به عدالت خواهد بود . مجمع : يعنى شما نميتوانيد با زنهاى متعدّد خود به عدالت رفتار كنيد از جهت خرج و معاشرت و همه ى شئون حياتى . « فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ » 128 مجمع : يعنى با زنهاى مورد علاقه ى خود طورى رفتار نكنيد كه موجب ستمگرى و تجاوز بحقوق ديگرى شود . « فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ » 128 ابو الفتوح نوشته است : چنان كه آويخته ى بين - الامرين ، نه بيوه باشد ، نه شوهردار ، بين الباب و الدّار ، نه اين باشد و نه آن . « وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا » 128 ابو الفتوح نوشته است : از خدا بترسى در آن كه ظلم كنى و حيف ، و از حقّ يكى بازگيرى و در ديگر افزايى ، و در خبر است كه امير - المؤمنين علىّ عليه السّلام دو زن داشت روزى كه نوبت يكى بود ، در سراى آن ديگرى وضوى نماز نكردى ، و در خبر است از باقر عليه السّلام از پدرانش كه رسول ( ع ) در آنوقت كه بيمار بود در حجره ى زنان ميگردانيدند بنوبت تا دلخوش گردند ، و بحجره ى عايشه بخفت ، و معاذ جبل « 1 » دو زن داشت ، هر دو بيك روز بمردند بطاعون ، قرعه بيفكند تا ابتدا بتجهيز و دفن كدام كند . و بنزديك ما هر كه چهار زن آزاد دارد نشايد كه او بنزديك يكى از ايشان دو شب مقام كند إلَّا برضاى ديگران ، و چون سه زن دارد ، دو شب بر دو كس باشد و دو شب بر يكى ، و اگر دو زن دارد شبى بر يكى باشد و سه شب بر يكى براى اينكه او را چهار زن حلال است ، چون نكرده است از اوست . سخن ما همان ترجمه و نقل است .
--> ( 1 ) معاذ بن جبل از جملهء صحابهء رسول ( ص ) و انصارى و خزرجى است و از مخالفين امير المؤمنين عليه السّلام بوده و در اواخر عمر در اردن بود و به بيمارى طاعون كه شيوع پيدا كرده بود در سنهء 17 يا 18 بمرد . عبد الرحمن بن غنيم پدر عيالش گويد من هنگام مرگ بر بالين او بودم و ميگفت « ويل لى ، ويل لى » واى بر من واى برمن ، با خود گفتم هذيان ميگويد . پرسيدم آيا هذيان ميگوئى ؟ گفت : نه ، اين براى دوستيم با دشمن خدا و دشمنىام با دوست خدا است . « مصحح »