ابراهيم عاملي ( موثق )

98

تفسير عاملي ( فارسي )

فراموش نخواهد كرد در صورتى كه اين ميل و خواهش كما بيش در لاپلاس منجّم معروف فرانسوى هم بوده است ولى در او كوچكترين تأثيرى هم نداشته است ، اين است معنى اختلاف شخصيّت و منش در افراد . و باز در آثار نيروى خيال مىگويند توجّه خيال موجب اعمال خارجى و يا ذهنى مىشود چنان كه ممكن است از حركت روى ديوار باريك و خيال سقوط از آن موجب افتادن شخص بشود و يا خيال منظره ى ناپسند موجب انقباض و گرفتگى كسى بشود و او را ناراحت كند ، مىگويند در آن زمان كه شهرها دروازه داشت و آن را شب مىبستند و قفل مىكردند شبى سرد و برفبار طلبه يا دانشجوى قديم در اطاق مدرسه اى كنار خيابان كه بدروازه ى شهر منتهى مىشد با خود انديشيد : برف و سرما و تنبلى مانع دروازه بان است كه دروازه را ببندد ، در مدرسه هم اوّل شب باز بود و سرايدار بواسطه ى برف نتوانسته است به بندد در موقع برف گرگها گرسنه و هار شده وارد آباديها مىشوند ، و اگر به شهر بيايند بهترين خطَّ سير آنها خيابان و اين مدرسه و اطاق من خواهد بود اين خيالها بقدرى او را متوجّه بواقعيّت قضيّه كرد كه ناگهان گرگى سر در اطاق كرد و بيچاره آخوند از جا برجست و چراغ افتاد و خاموش شد و پس . مىگويند فقيهى قضاوت مىكرد در هنگام محاكمه كه منكر يا خوانده لجاج مى - كرد و تسليم نمىشد و مهيّا بود كه سوگند ياد كند او را نصيحت مىكرد كه سوگند ياد نكند و حقّ مردم را بدهد چون باز بر لجاج خود مىافزود و در ياد كردن سوگند اظهار جرأت مىكرد ناگهان دستور مىداد برويد قرآن بزرگ سيّد ولى را بياوريد و چون در آنجا مشهور بود كه سيّد ولى يكى از اجداد آن قاضى قرآنى داشته است كه هر كس به آن قرآن سوگند بناحقّ ياد مىكرده است مىمرده است ، و آن قرآن به اين قاضى ارث رسيده است آن شخص از ترس آن قرآن از سوگند خوددارى مىكرد و بدعوى تسليم مىشد ، قاضى از ضعف نيروى خيال طرف دعوى استفاده مىكرد و به اين وسيله محاكمه را ختم مىكرد . آيت 59 اين دو خاصيّت نفسانى انسان را به خوبى نمودار مىكند ، در مرتبه ى