ابراهيم عاملي ( موثق )

52

تفسير عاملي ( فارسي )

ندارد و قابل اجتماع با يكديگر نيست . « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً » 28 مجمع : بعضى از قرّاء تقيّه قرائت كرده‌اند . طبرى : براى اين كلمه چند معنى نقل كرده است : 1 - اظهار دوستى به زبان با آرامش دل . 2 - اظهار موافقت به زبان در دين و بدشمردن مسلمين . 3 - ميانه ى مسلمان با كافر خويشاوندى باشد . ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه مسعود گفت : با مردم بسازى و مخالطه كنى و با ايشان مصافحه كنى و دست در دست ايشان نهى تا آنچه خواهند و دين را رخنه نكنى ، با كافران مخالطت شرط است و با مؤمنان مخالصه ، او را به زبان نگاه دار و اينرا بدل دوست دار ، دلت براى جرّ منفعت ثواب آجل با اين بايد و زبان براى دفع مضرّت عاجل با او . صعصعة بن صوحان رحمه اللَّه اسامة بن زيد را گفت : پدر تو مرا از تو دوستتر داشت ، و من تو را از فرزند خودم دوستتر دارم ، و تو را وصيّت مىكنم به دو خصلت : با مؤمن دوستى خالص كن و با كافر بخلق خوش زندگانى كن كه كافر از تو بخلق خوش راضى شود . و صادق عليه السّلام گفت : ريا كردن با مؤمن شرك است و با منافق در سراى او عبادت است و شاعر گويد : و دارهم ما دمت فى دارهم و ارض هم ما كنت فى ارضهم تا در خانه ى آنها هستى با ايشان مدارا كن و تا در سرزمين آنها هستى راضىشان بدار . تفسير عبده : معنى جمله اين است : روا نيست كه شما با كافران دوست شويد براى ضرر مسلمين ولى مىتوانيد بوسيله ى دوستى با آنها خود را از شرشان محفوظ بداريد ، و بنابراين دوستى با آنها براى جلب نفع مسلمين روا خواهد بود و دولتهاى مسلمان با دول غير مسلمان هم پيمان شوند براى سود مسلمين و يا جلو گيرى از ضرر بر آنها ولى جايز نيست براى آنها اقدام بدوستى كافران كه در نتيجه زيانى بمسلمين داشته باشد اگرچه از غير مملكتشان باشد . « وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّه نَفْسَه » 28 فخر : ابو مسلم گفته است : كلمه ى نفس براى آن