ابراهيم عاملي ( موثق )
437
تفسير عاملي ( فارسي )
پيوستگى عذاب يعنى چون سوختند و گمان بردند كه تمام شدهاند قواى آنها را تجديد ميكنيم بطورى كه گمان برند نيروى تازه و حيات تازه به آنها داده شده است عبده : از تفسير روح المعانى آلوسى نقل كرده است : چون اعضاى بدن در حكم آلت و ابزار هستند براى كار پس مقصود از سوختن و عوض كردن پوست بدن ، دوام گرفتارى است ، زيرا نفس گناهكار است و پوست اثرى در گناه نداشته است و مجازات براى نفس است در هر بدنى كه باشد . « لِيَذُوقُوا الْعَذابَ » 57 - مجمع : يعنى براى اينكه پيوسته درد و رنج تازه اى بيابند نه چون آنكه چندى در آزار بود با آن خوى بگيرد و كمتر در رنج و ناراحتى باشد تفسير بيضاوى : يعنى تا پيوسته عذاب بچشند . « خالِدِينَ فِيها أَبَداً » 57 ، فخر : كلمه ى « ابدا » ميفهماند معنى « خالدين » مدّت زياد است ، و معنى « ابدا » پيوسته و بىزوال است . « وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا » 57 - طبرى : ابو هريره از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است كه : در بهشت درختى است كه سايه ى آن به طول صد سال مسافرت سواره است . فخر : چون عربستان زياد گرم است ، سايه كنايه از آسايش است و كلمه ى : « ظليل » براى مبالغه در آسايش است ، و گر نه جاى سايه اى كه نور و آفتاب به آن نرسد بدبوى و مؤذى است ، و اگر خورشيد مؤذى در آنجا است و سايه براى دفع اذيّت خورشيد است بر خلاف آنست كه از بهشت انتظار است چه در آنجا هيچ موذى نيست ، و اگر خورشيد مؤذى نيست سايه ى بادوام چه فايده دارد ، پس نتيجه همان است كه كلمه ى ظليل براى اشاره بكمال آسايش در آنجا است . تفسير عبده : ممكن است اين جمله اشاره باشد بخوشيهاى معنوى پس از آنكه در جمله ى جلو خوشيهاى مادّى يادآورى شده است ، و مؤيّد اين نظر آن است كه گفته شده است : ما آنها را وارد سايه ميكنيم تا كمال ارزش معنوى آن معلوم شود . تأويلات كاشانى : يعنى بواسطه نابود كردن رذائل بشرى و مقاومت با