ابراهيم عاملي ( موثق )
405
تفسير عاملي ( فارسي )
باشد آن را دو برابر كند و از پيشگاه خود مزدى بزرگ به آن دهد . 41 پس اين مردم كجانديش چگونه بوند آن روز كه از هر گروهى گواهى بر كارشان آريم و تو را اى محمد گواه بر كار اينان آريم . 42 به آن روز كسانى كه بيدين شدند و نافرمانى پيغمبر كردند آرزو كنند : با زمين برابر شوند [ و بدان فرو روند ] وز سخنان حقّ چيزى پنهان نكرده باشند . سخن مفسّرين : « مِثْقالَ ذَرَّةٍ » 40 ابو الفتوح نوشته است : بعضى از مفسّرين گفتهاند مقصود از ذره مورچه ى كوچك است و در قرائت ابن مسعود ( مثقال نملة ) بوده است ، عبد اللَّه عبّاس را پرسيدند از « ذرّه » پاره اى خاك خرد بدست گرفت و بريخت و آنگه دست بيفشاند تا گردى رقيق از دست او جدا شد گفت : هر جزوى از اين ذرّه اى است ، و گفتهاند : ذره آن باشد كه آفتاب بسوراخى در جهد ، در آن ميانه چيزكها پيدا شود ذرّه آن باشد ، و گفتهاند : ذرّه جزئى از اجزاء هوا باشد . « حسنة » 40 مجمع : ابن كثير و نافع با رفع و صداى جلو آخر خواندهاند و بقيّه قاريها با نصب و صداى بالا . « يضاعفها » 40 مجمع : ابن كثير و عامر يضعّفها با تشديد عين قرائت كردهاند و باقى قرّاء با الف بطور مشهور خواندهاند . « إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ » 41 مفسّرين نوشتهاند : مقصود از كلمه ى شهيد پيغمبران گذشته هستند كه براى شهادت بزشتكارى ملَّتهاى خودشان حاضر ميشوند . ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه مسعود گفت : رسول مرا گفت از قرآن چيزى بخوان ، من سورة النّساء آغاز كردم ، چون به اين آيه رسيدم بگريست و گفت : با سر گير ، با سر گرفتم ، دگر باره به اين آيه رسيدم بگريست بيش از آنكه اول گريسته بود ، آنگه گفت : بس است مرا آنچه خواندى . « تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ » 42 ابو الفتوح : قاريان كوفه غير از عاصم با فتح و صداى بالاى تا و تخفيف سين ( تسوى ) خواندهاند و قاريهاى مدينه و شام با فتح و تشديد سين خواندهاند از وزن تفعّل كه تتسوّى بوده است و تاء تفعّل تبديل به سين شده