ابراهيم عاملي ( موثق )
401
تفسير عاملي ( فارسي )
نصيب كنى و اگر نكنى پنهان دارى از او ، و رها مكنى تا كودكان تو چيزى از آن بدر برند و كودكان او ببينند و پس ايشان را آرزو آيد . آنگاه گفت : همسايگان سهاند : يكى سه حق دارد و يكى دو حق دارد و يكى يك حق امّا آنكه سه حق دارد همسايه اى باشد مسلمان و خويشاوند ، حق همسايگى دارد و حق اسلام و حق خويشى ، و آنكه دو حق دارد همسايه ى مسلمان باشد حق اسلام و جوار دارد و آنكه يك حق دارد همسايه باشد مشرك كه حق همسايگى دارد و بس . كشف نوشته : هام راه است در سفر ، يا هام دكان ، يا هام دبيرستان . « وَابْنِ السَّبِيلِ » 36 مفسّرين چند معنى كردهاند : 1 - آنكه در راه و مسافرت است و تصادف با شخص مىكند ، 2 - مقصود ميهمان است ، 3 - آنكه در راه از همراهان خود بازمانده است ، ولى فقهاى شيعه بطور كلى هر غريب و دور از وطن كه در مضيقه ى مالى باشد بعنوان : ابن السّبيل مصرف زكات مىدانند . « وَما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » 36 ابو الفتوح : أبو ذر غفارى گفت : رسول غلامى به من داد و مرا گفت : اين را نكو دار و از آن طعامش ده كه تو خورى و از آن كسوت پوشش كه تو پوشى ، أبو ذر گفت : من خود يك پيرهن داشتم به دو نيمه كردم ، و يك نيمه ورا پوشانيدم ، چون به نماز شام مسجد شدم رسول گفت : پيراهن را چه كردى ؟ گفتم : اى رسول اللَّه مرا گفتى غلام را نيكو دار و از آنش ده كه خورى و از آن پوشان كه تو پوشى و من پيراهن همين يكى داشتم نيمه پيراهن او كردم و رسول ( ع ) گفت : نكو دارش بيامدم و آزادش كردم ، پس رسول ( ص ) مرا پرسيد كه غلام را چه كردى گفتم : غلام ندارم ، گفت چه كردى ؟ گفتم : آزادش كردم ، مرا گفت : خدات مزدها داد ، امير - المؤمنين على عليه السّلام گفت : آخر سخن رسول اين بود كه گفت : ( الصلاة و ما ملكت ايمانكم ) نماز بپاى داريد و زير دستان را نكو داريد . « مُخْتالًا فَخُوراً » 36 فخر : ابن عبّاس گفت : يعنى آنكه خود را از همه برتر مىشمارد و حقوق مردم را رعايت نمىكند ، زجّاج گفته است : مناسبت كلمه ى مختال آن است كه اينطور مردم ننگ دارند آميزش با خويشان و همسايگان فقير و ناتوان