ابراهيم عاملي ( موثق )

380

تفسير عاملي ( فارسي )

دوران حكومت خود روزى در خطبه گفت : بعضى دلشان مانند چشمشان كور است كه حكم بجواز متعه كرده‌اند و مقصودش عبد اللَّه عبّاس بود ، كه در آخر عمر كور شده بود ، نووى گفته است : عبد اللَّه عبّاس حاضر بود آواز كرد كه تو سبكسر و ستمگر هستى ، كه آنچه در زمان پيغمبر روا بوده است حرام مىدانى ، عبد اللَّه زبير گفت اگر چنين عملى بكنى ، سنگبارانت مىكنم . ابن جبير گفته است : بعبد اللَّه عبّاس گفتم اين رأى تو كه متعه را حلال مىدانى مردم بشهرها مىروند و نقل مىكنند و در شعر خود مىگويند ، پرسيد چه شعرى گفته‌اند ؟ گفتم : اين شعر : قد قلت للشّيخ لمّا طال مجلسه يا صاح هل لك فى فتوى بن عبّاس هل لك فى رخصة الاطراف آنسة تكون مثواك حتّى مصدر النّاس يعنى به آن مردى كه مدّتى در نزد ما بود گفتم : با رأى ابن عبّاس موافق هستى كه يك دلبر نرمتنى ميزبان و خانه دار تو باشد ، تا هنگام بازگشت مردم ، ابن عباس گفت : سبحان اللَّه من متعه را حلال ندانسته‌ام و فقط براى مردم مضطر كه دسترس به جائى ندارند ؟ ؟ ؟ حازمى گفته است : بپيغمبر براى مردمى كه در وطن خود بودند همسرى موقت را اجازه نفرموده است ، طبرانى گفته است : در اول اسلام هر كس بشهرى وارد مىشد كه از خود سر و سامانى نداشت به اندازه ى مدّت توقّف خود زنى را متعه مىكرد كه نيازمنديهاى او را انجام دهد ، تا اين آيه نازل شد : ( إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ ) يعنى خود را محفوظ مىدارند مگر از زن يا كنيز خود كه بموجب اين آيه هر رابطه ى جنسى غير از اين دو طريق ممنوع شد . ابو الفتوح شعر مذكور را اينطور نقل كرده است : اقول للرّكب اذ طال الثّواء بنا يا صاح هل لك من فتوى بن عبّاس هل لك فى رخصة الاطراف ناعمة يكون مثواك حتّى رجعة النّاس پس از نقل شعر نوشته است : شعبه گفت : از حكم پرسيدم حديث نكاح متعه او گفت از امير المؤمنين علىّ عليه السّلام شنيدم كه گفت : اگر عمر نهى نكردى از متعه در جهان زنا نكردى مگر شقى ، و هم در آن كتاب است كه يك روز عبد اللَّه