ابراهيم عاملي ( موثق )

38

تفسير عاملي ( فارسي )

فى ظلال : خدا يكى است از مردم يك عقيده مىخواهد و اسلام يك عقيده است كه از آغاز پيدايش پيغمبران خواسته ى آنها همين بوده است يعنى تسليم دل تسليم نهان تسليم در جنبش و كار و اين آيه همين را ميگويد : اسلام يك عقيده است كه آدمى از آغاز تمدّن خود به آن وادار شده است . « وَمَا اخْتَلَفَ ) * - تا آخر » 19 طبرى : مقصود از مورد اختلاف انجيل است و صاحبان كتاب علماى مسيحى هستند كه عالم بانجيل بودند ولى در شخصيّت حضرت مسيح اختلاف كردند و براى نمودن برترى و آقائى خود هر كدام چيزى گفتند و يكديگر را زشت شمردند ، و از بعضى مفسّرين اوّل نقل شده است كه مقصود يهود است كه پس از موسى ع بواسطه ى جاه طلبى عقايد مختلف اظهار كردند . « أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ » 20 فخر : مقصود از اين جمله آن است كه : اوّل در برابر لجاجت آنها جاى بحث نيست چون در آيه هاى متعدّد آنچه بايد گفته شود اظهار شده است و بدرستى از مطالب پيغمبر و هدف اسلام مطَّلع هستند ، و لجاج و بحث آنها نه از جهت پوشيده بودن مطلب است بلكه به منظور سوء استفاده و جاه طلبى است پس جواب اين جور مردم همين است كه من تسليم هستم شما خود دانيد . دوّم - مقصود آن است كه شما در چيزى بحث مىكنيد كه خود اصل آن را قبول داريد ، چون در ايمان بآفريننده كه شما مخالف نيستيد من هم همان را مىگويم پس من تسليم به او هستم و شما اگر مطلب ديگرى داريد كه خدا جسم است يا پسر دارد يا به شكل بت او را بايد نمايش داد و پرستيد بايستى شما ثابت كنيد و من را اقناع نمائيد و گر نه من گفتنىها را گفتم و ديگر بشما كارى ندارم . سوّم - كه ابو مسلم گفته است : اين جمله نظير گفتار ابراهيم خليل ( ع ) است كه در آيت ديگر از او نقل شده است ( وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) و چون يهود مسيحى و بتپرستان عرب بابراهيم و روش او احترام مىگذاشتند به پيغمبر دستور داده شد : تو روش ابراهيم را پيش بگير و به آنها بگو : من به همان راه ميروم كه ابراهيم رفته است . « وجهى » 20 فرّاء گفته است يعنى عمل خود را خالص كردم و امام و ديگران