ابراهيم عاملي ( موثق )
369
تفسير عاملي ( فارسي )
3 - معنى اين دو كلمه از گفتار پيغمبر فهميده مىشود : « اخذتموهنّ بكلمة اللَّه و استحللتم فروجهن بكلمة اللَّه » يعنى با اجازه و فرمان خداوند همسرى و آميزش و زناشوئى با آنها بر شما جايز و روا شد . اين شعر ليلى و مجنون نظامى مناسب اين معنى است اگرچه بر عكس موضوع ما هست كه مرد زن را ملامت مىكند . برداشتى اولم به يارى بگذاشتى آخرم بخوارى آن روز كه دل به تو سپردم هرگز به تو اين گمان نبردم بفريفتيم بعهد و سوگند كان تو شدم به مهر و پيوند سوگند نگرچه راست خوردى پيوند نگرچه راست كردى ؟ كردى دل خود به ديگرى گرم وز ديده ى من نيامدت شرم گيرم كه مرا دو ديده بستند آخر دگران نظاره هستند چون عهده ى عهد باز جويند جز عهد شكن تو را چه گويند فرخ نبود شكستن عهد انديشه كن از شكستن مهد گل تا نشكست عهد گلزار نشكست زمانه در دلش خار ابو الفتوح : كمى و زيادى مهر وابسته است برضاى طرفين ، ليكن مستحب است از مهر حضرت فاطمه ( ع ) دختر پيغمبر ( ص ) زيادتر نباشد كه مبلغ پنجاه دينار زر سرخ بوده است معادل با پانصد درهم نقره ى خالص . و در خبر است كه عمر با ام كلثوم دختر حضرت فاطمه بچهل هزار درهم مهر ازدواج كرد ، و ابن سيرين گفته است : حضرت حسن بن على زنى خواست و صد كنيز مهر او كرد كه با هر كنيزى كيسه اى هزار درهم پول همراه كرد عقبه بن عامر جهنى گفت پيغمبر به مردى فرمود اگر مايل باشى فلان زن را با تو تزويج كنم ، او اظهار ميل نمود پيغمبر آنها را با يكديگر تزويج فرمود و مهر معيّن نكرد آن مرد در حديبيه و خيبر حاضر شده بود و سهم خود را از غنيمت نگرفته بود او را مرگ نزديك شد گفت مهر اين زن معيّن نشده است اگر مردم سهم غنيمت من را در عوض به او بدهيد مرد مرد و غنيمتها قسمت شد سهم او را بزن