ابراهيم عاملي ( موثق )

359

تفسير عاملي ( فارسي )

و لواط حدّى قائل نشده‌اند ، و اين نظر بعيد است چون جمهور مفسّرين معتقد شده‌اند كه مقصود از فاحشه زنا است و اين آيه نسخ شده است بآيت سورت نور كه حدّ زنا معيّن شده است . ناسخ و منسوخ ابن حزم : اين آيه از آيات منسوخ است . « وَالَّذانِ يَأْتِيانِها » 16 ابو الفتوح : ابن كثير با تشديد نون قرائت كرده است و باقى قاريها با تخفيف ، و در معنى اين جمله سه قول است ، حسن بصرى و عطا گفتند : مراد مرد و زن است كه بزه كنند . مجاهد گفت : مراد دو مردند كه لواط كنند . و ابو مسلم هم اين را گفته است و بعضى گفتند : مقصود سحق زنان است و در شرع و لغت اسم زنا بر اينها نهند . « فَآذُوهُما » 16 ابو الفتوح نوشته است : عطا و قتاده و سدّى گفتند : برنجانى ايشان را و تعبير و سرزنش كنى . مجاهد گفت : دشنام دهى ايشان را ، عبد اللَّه عبّاس گفت : برنجانى ايشان را بدست و زبان و ايذاى دست زدن بنعل و كفش باشد و اين حكم نيز منسوخ است بحدّ و رجم ، حدّ از قرآن معلوم است و رجم از سنّت . راوى خبر گويد : ابو هريره و زيد بن خالد الجهنى گفتند : دو مرد بخصومت پيش رسول ( ص ) آمدند و گفتند : ميان ما حكم كن ، يكى از آن دو گفت : پسر من مزدور اين مرد بود ، با زن او زنا كرد مرا گفت حكم او آن است كه رجمش كنند من جان او را به صد گوسفند و يك كنيز خريدم پس از آن دانستم كه چون پسرم غير محصن است يعنى همسر ندارد مجازاتش صد تازيانه است نه رجم و زن او چون محصن و شوهر دار است بايد رجم شود ، پيغمبر ( ص ) فرمود : گوسفند و كنيز را به صاحبش برگرداند و پسر را صد تازيانه زدند و تا يك سال اخراج از شهر شد ، و زن او را حاضر كردند و اقرار نمود و رجمش كردند . جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت مردى بيامد از اسلم و گفت : يا رسول اللَّه من زنا كردم ، رسول روى از او بگردانيد ، او بديگر جانب برفت و بگفت ، رسول روى به - گردانيد ، او بدگر جانب رفت تا بر خويشتن چهار بار گواهى داد ، رسول گفت :