ابراهيم عاملي ( موثق )

29

تفسير عاملي ( فارسي )

9 - صبر به اندازه ى ممكن و مقدار كم در حوائج زندگى را قناعت مىنامند و در برابرش شره ناميده مىشود . 10 - صبر در برابر موجبات خشم و غضب را حلم و بردبارى مىنامند ، پس سر - آمد و اساس اخلاق كه شرط ايمان است كه بصبر ديگر اخلاق فاضله تكميل و حقيقت ايمان مستقرّ مىشود . فخر : يعنى بطور كلَّى در انجام واجبات و مستحبّات و خوددارى از ممنوعات دين و هر حادثه و رنج كه به آنها برسد در همگى صابر و شكيبا هستند و بيقرارى نميكنند و در دل از خدا راضى هستند . « وَالصَّادِقِينَ » 17 مجلَّد چهارم احياء العلوم غزّالى : 1 - راستى به زبان كه در اخبار از گذشته و حال و آينده زبان خود را در اختيار بدارد و سخن نگويد مگر مطابق با حقيقت كه وفاى بوعده ى در آينده هم صدق در گفتار است و چنين كسى را صادق مىنامند و مشهورترين انواع صدق همين است . 2 - راستى در دل يعنى نيّت و اراده مطابق با عمل خارج باشد كه نتيجه ى اخلاص است و در تمام حركات حقّ و درستى را منظور بدارد و از اين جهت گفته‌اند صدق يعنى صحت و درستى توحيد در دل ، و همين است معنى اين آيات ( إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ - الى قوله - وَاللَّه يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ ) يعنى : منافقين چون بحضور تو آيند مىگويند ما شهادت مىدهيم كه تو پيغمبر هستى و خداوند ميداند كه تو رسول اويى و خداوند شهادت مىدهد كه منافقين دروغ گويند . و معلوم است كه شهادت خدا به دروغ منافقين نسبت به آن است كه در دل دارند يعنى در دل منكر پيغمبرند و گفتارشان با نيّت و آنچه در دل دارند مطابق نيست . 3 - راستى در عزم و ثبات رأى ، و صادق در اين قسمت كسى است كه داراى نيروى محكم و ثابت باشد در آهنگ كارهاى نيك و انحراف و ترديد در او راه نيابد ، چنان كه از انس بن نضر نقل شده است موفّق نشد بحضور در جنگ بدر و بر او ناگوار آمد و بر خود عزم كرد كه چون از اوّلين جنگ در حضور پيغمبر محروم شدم اگر دوباره