ابراهيم عاملي ( موثق )
286
تفسير عاملي ( فارسي )
فخر : دو معنى ديگر براى اين جمله احتمال داده است : 1 - كسى را خدا از غيب آگاه نمىكند ولى انتخاب پيغمبر مىكند تا به اطاعت و نافرمانى از او مؤمن از منافق شناخته شود . 2 - همه ى مردم لياقت ندارند كه مانند پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مطَّلع از غيب باشند و بىنياز از شخص پيغمبر ، فقطَّ يك فرد را به اين مقام انتخاب مىكند و بقيّه را مأمور به اطاعت او . « وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ » 179 روح البيان : اين جمله دنباله ى جملهء پيش اشاره است به اين كه مقام برگزيدگى و اجتباء ممكن نيست مگر با تقوى و پرهيزگارى بقول سعدى : قدم بايد اندر طريقت نه دم كه اصلى ندارد دم بىقدم سخن ما : 1 - آيت اوّل بوسيله ى خطاب به پيغمبر راهنمائى و اصلاح افكار است كه كجروى و انحراف مردم آسيبى بدستگاه آفرينش ندارد و در نتيجه : هر چه كنى به خود كنى گر همه نيك و بد كنى پس ما نبايد متعصّب و يا اندوهناك باشيم كه ديگران بروش و طريقه ى ما نمىروند . 2 - در سه آيه كلمه ى عذاب توصيف شده است ، باوصاف مختلف : اوّل بعظم توصيف شده است ، شايد به اين مناسبت باشد كه چون منافقين سرسختى و پافشارى در ابقاى كفر و جلوگيرى از اسلام مىكنند ، گرفتارى آنها بقدرى زياد است كه اندازه ى آن را نمىتوانيد دريابيد كه دامنه ى آن چقدر خواهد بود ، در آيت بعد براى آنهائيكه دست از دين برمىدارند و كفر را انتخاب مىكند عذاب - شان اليم و دردناك معرّفى شده است شايد براى آن باشد كه چون فقطَّ خود را از كمالات آدميّت محروم كردهاند كه اسلام نپذيرفتهاند ، خود در رنج و درد هستند و در آيت سوّم براى آنهائى كه زياد زندگى مىكنند و كافر هستند عذاب خواركننده و وهنآور معيّن شده است ، ممكن است چون اينطور مردم ديگران را سرزنش