ابراهيم عاملي ( موثق )
282
تفسير عاملي ( فارسي )
عبده : سرعت در كفر مىفهماند كه مقصود مقاومت با مسلمين و كومك بكفّار است مثل ابو سفيان . « لَنْ يَضُرُّوا اللَّه » 176 مجمع : شايد در دل پيغمبر انديشه اى پيدا شده كه خود كوتاهى كرده است در كار و وظيفه اش و اين موجب شده است كه عدّه اى مرتدّ شوند يا كافر بمانند ، به اين جمله آن حضرت را تسليت است كه به خدا و وظيفه ى تو ضرورى متوجّه نشده است و زيان آن بر خود آنهاست . فخر : چون كافران پس از جنگ احد سرزنش مىكردند كه اگر پيغمبر بود شكست به او نمىرسيد و عدّه اى از ترس قريش كافر شدند و نيز كفّار عده جمع مىكردند كه اسلام را نابود كنند ، اين حوادث پيغمبر ( ص ) را نگران داشت كه شايد وقفه در پيشرفت اسلام بشود ، با اين جمله خاطر آنحضرت آرام شد كه اين كارها به خدا يعنى پيشرفت دين خدا ضرر ندارد . « يُرِيدُ اللَّه أَلَّا يَجْعَلَ » 176 نتيجه ى معنى چند نفر از مفسّرين اين است : ( در عالم ديگر خداوند حكم خواهد كرد كه قرار ندهد تا آخر ) . زمخشرى : فايده ى جمله ى : ( يريد ) اين است كه آنها خود از هم اكنون چنان موجب محروميّت خويشتن را در عالم ديگر مهيّا كردهاند كه راه برگشتن نيست چون سخت در كفر خود ثابت هستند بدرجه اى كه خدا و ارحم الرّاحمين هم نمىخواهد به آنها رحم كند . عبده : يعنى فساد فطرت آنها و نهاد زشتشان طورى است كه بايد محروم باشند . و خدا قرار ندهد براى ايشان بهره تا آخر . « لَنْ يَضُرُّوا اللَّه » 177 جهت تكرار اين جمله را مجمع البيان نوشته است : در آيت پيش براى تسليت پيغمبر ( ص ) است كه نگران مباش چون كار آنها آسيب ندارد و در اين آيه براى بيان و توضيح و نتيجه ى عمل است كه زيان بر خود آنها است نه بر خدا . فخر : كفر اين مردم خواه بواسطه ى برگشتن از دين بحبّ دنيا باشد خواه بواسطه ى سليقه و طرز فكر باشد و خواه در نتيجه ى بحث و گفتگوى با يكديگر و