ابراهيم عاملي ( موثق )

275

تفسير عاملي ( فارسي )

هفت عورت رها كرده است و بر سر ايشان مرد نيست و من نخواهم كه تو بجهاد روى و من در خدمت تو نباشم ، رسول عليه السّلام گفت : بر ايشان خليفتى بدار و تو بيا ما همچنين كرديم . « لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ » 172 مفسّرين غير از شيخ محمّد عبده ، بقيّه اين جمله را بيان و توضيح جمله ى پيش دانسته‌اند . « قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ » 173 همانطور كه در شأن نزول نوشتيم مفسّرين نوشته‌اند كه مقصود از كلمه ى « النّاس » اوّل يا نعيم بن مسعود است يا مردم ثقيف ، ابو الفتوح از سدّى نقل كرده است كه چون پيغمبر در سال بعد از احد آماده ى رفتن به ميعادگاه با ابو سفيان شد منافقين مردم را ترساندند و مقصود از كلمه ى « النّاس » عموم منافقين است . و « النّاس » دوّم بطوريكه در شأن نزول نوشتيم مقصود ابو سفيان و ياران او بوده است . « فَزادَهُمْ إِيماناً » 173 مفسّرين به اين جمله استدلال كرده‌اند بر اينكه ايمان قابل كمى و زيادى است . زمخشرى : در برابر شنيدن سخن آن مردم و ترساندن آنها حميت و غيرت ايشان تحريك شد و آهنگ جنگ كردند و اين نمونه ثبات عقيده و خلوص نيّت آنها بود . « وَنِعْمَ الْوَكِيلُ » 173 ابو الفتوح : واقدى گفت و كيل در اين جمله بمعنى مانع است . مناسب اين جمله رباعى بابا طاهر است : كشيمان ار بزارى از كه ترسى ؟ برانى ار بخوارى از كه ترسى ؟ به اين نيمه دل از كس مو نترسم دو عالم دل تو دارى از كه ترسى ؟ « فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّه وَفَضْلٍ » 174 طبرى : نعمه يعنى آسايش مسلمين از برابر شدن و جنگ با اعراب ، و فضل يعنى : سود از تجارت كه در اين سفر نصيبشان شد و مزد و اجر اطاعت فرمان پيغمبر . « لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ » 174 طبرى اين جمله را آسايش از كشتن معنى كرده است .