ابراهيم عاملي ( موثق )
262
تفسير عاملي ( فارسي )
گرفتارى . مردى يك پيچك رشته ى موى آورد كه اين را من برداشتم تا روكش جهاز شترم را به آن بدوزم ، پيغمبر ( ص ) فرمود : آنچه سهم من از اين رشته است به تو بخشيدم او عرض كرد : اگر كار به اين درجه است من را به آن نيازى نيست . « أفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّه » 162 طبرى : بعضى اهل تأويل گفتهاند : يعنى : آنكه خيانت نكرده و برضاى خدا رفته است مساوى نيست با آنكه بخيانت و خشم خدا تن داده است . ابن اسحاق گفته است : يعنى آنكه رضاى خدا را برضا و خشم مردم برترى دهد برابر نيست با آنكه خشم خدا را به خود هموار كند براى دل مردم و خشم و خوشنودى آنها . « هُمْ دَرَجاتٌ » 163 طبرى : بعضى گفتهاند : يعنى مردم مختلف درجه و پايه هستند در نزد خدا ، و بعضى گفتهاند : يعنى براى مردم درجاتى است نزد خداوند . « رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ » 164 ابو الفتوح : اهل علم بانساب گفتند : هيچ قبيله اى نيست از عرب مگر كه نسبت پيغمبر به آنها مىرسد مگر بنى ثعلب كه ارتباطى با نسب پيغمبر ندارند ، و آنها دلبستگى بدين مسيح دارند . و بعضى ديگر گفتند : مقصود جمله ى مؤمنان است ، و معنى * ( ( مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) ) * آن است كه در جزء اينها بود بايمان و مهربانى و به نسبت و خويشاوندى . مجمع : اختصاص منّت بمؤمنين براى آن است كه آنها بهتر و بيشتر از وجود پيغمبر ( ص ) استفاده مىكنند ، تا مخالفين ، و معنى من انفسهم آن است كه آنها نسب و زبان و سوابق او را مىدانستند و مطلع بودند كه او بىسواد بوده است و آنچه مىگويد از جانب خدا است كه بايد از او اطاعت كنند . فخر : ارتباط اين آيه را بسابق چند جهت نوشته است : يكى آنكه چون پيغمبر از خودتان بود كه مردمانى پست و ناچيز هستيد و او داراى چنين مقام است پس نسبت خيانت به او بالاترين زشتيها و ستمها است .