ابراهيم عاملي ( موثق )

24

تفسير عاملي ( فارسي )

و پيدا كردن اين راه و جايگاه را دو وسيله قرار داده است : اول : خرد آدمى كه خود بسنجد و صلاح و فساد را بيابد . دوّم : گفتار و رفتار خردمندان كه راهنماى آنها پيغمبرانند . آريستيپ « 1 » - شاگرد سقراط كه در قرن چهارم قبل از ميلاد بوده است گفته است : هر موجود زنده در پى لذّت و خوشى است و از رنج و الم گريزان است و عقل انسان او را وادار مىكند كه پى خواسته هايش باشد و چون بزندگى اعتماد نيست و در هر آن احتمال مرگ ميرود عقل حكم مىكند كه نبايد يك آن از لذّت باز ماند ، مناسب اين عقيده اين رباعى خيام است : اين عقل كه در ره سعادت پويد روزى صد بار خود تو را مىگويد درياب تو اين يكدم وقتت كه نه اى آن تره كه بدروند و ديگر رويد فردوسى همچنين گفته است : چنين بود تا بود چرخ روان بانديشه رنجه چه دارى روان ؟ بياراى خوان و به پيماى جام ز تيمار گيتى مبر هيچ نام سعدى به اين تعبير نمايش داده است : سعديا دى رفت و فردا همچنان معلوم نيست در ميان آن و اين فرصت شمار امروز را و حافظ گفته است : حاصل كارگه كون و مكان اين همه نيست باده پيش آر كه اسباب جهان اين همه نيست در دنباله ى طرز فكر آريستيپ عدّه اى كارشان به جائى مىكشد كه نميتوانند بتمايلات خود برسند و در نتيجه ى نااميدى آخرين وسيله ى آسايش را در خود كشى دانسته و اقدام به آن كرده‌اند كه آنها را - سيرنائيكها - مىگفته‌اند . بعد از آريستيپ ، ابيقور يا اپيكور حكيم مشهور يونانى كه از سيصد و چهل و يك تا دويست

--> ( 1 ) سير حكمت در اروپا .