ابراهيم عاملي ( موثق )
234
تفسير عاملي ( فارسي )
« سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ » 151 ابو الفتوح : ابو ايّوب سجستانى « سيلقى » با يا قرائت كرد يعنى خدا القاء مىكند و باقى قرّاء با نون خواندهاند يعنى ما مىاندازيم ، و كلمه ى « رعب » را كسائى و ابن عامر و يعقوب و ابو جعفر با حركت و صداى جلو عين قرائت كردهاند و بقيّه بىصدا و هر دو لغت عرب است و به يك معنى است . و ابو الفتوح نوشته است : سدى گفت : چون ابو سفيان و اصحابش آن قتل بكردند و آن وهن در صحابه ى رسول ، برفتند و روى بمكّه نهادند چون ببعضى راه برفتند ابو سفيان گفت : خطا كرديم ما قومى بسيار از اينان بكشتيم و جمعشان متفرّق كرديم و از ايشان جز جماعتى اندك ضعيف نماند چرا بيامديم ايشان را استيصال ناكرده بيائيد تا باز گرديم و ايشان را مستأصل كنيم عزم كردند كه بازگردند خداى تعالى ترس در دل ايشان افكند تا نيارستند بازگشتن . خداى تعالى خبر داد از غيب تا رسول و صحابه ايمن شوند از آنكه ايشان باز خواهند گشتن . و رسول گفت : « نصرت بالرّعب » مرا يارى كردند بترس و در بعضى روايات ( از پيش من بيك ماه راه ) تا هر كجا رسول فرود آمدى بر يك ماهه دشمن از او بترسيدى . فخر : نشانه ى ترس دل كافران يكى آنكه پس از رفتن ، ابو سفيان پشيمان شد و خواست مردم را برگرداند و همه شان را تمام كند ترس در دلش افتاد كه جرئت نكرد . يكى ديگر آنكه پس از جنگ أبو سفيان بر كوه بالا رفت و آواز داد : كجايند محمد و ابو بكر و عمر و با آنها سخنانى گفت و با وجودى كه غالب شده بودند جرئت نكرد جلو بيايد و از روى كوه با آنها سخن گفت . عبده : مؤمن و كافر كه در آيه نامبرده شده است اگر امروز باشند باز هم كافران از مسلمانان خواهند ترسيد چون قرآن درست گفته است و مردم عوض شدهاند . زيرا آن مسلمانان از بذل مال و جان دريغ نداشتند و كافران آن روز در برابر راهنمائيهاى پيغمبر ( ص ) و پيشرفتها و حسن تربيت باز مخالفت و سرسختى ميكردند البتّه اخلاق و رفتار هر دو طرف مستلزم همان رعب بود . « ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه سُلْطاناً » 151 مجمع : يعنى آنچه را كه دليلى بر خداونديش