ابراهيم عاملي ( موثق )
227
تفسير عاملي ( فارسي )
« ربّيّون » 146 ابو الفتوح نوشته است : مفسرّان در ربّيّون خلاف كردند : عبد - اللَّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ربيع و سدّي گفتند : جماعت بسيار عبد اللَّه مسعود گفت : ( ربّيّون ) هزاران باشد ضحّاك گفت : ربيه هزار باشد . كلبى گفت ده هزار باشد . حسن بصرى گفت : علما و حكما باشند ابن زيد گفت : اتباع باشند و ربّانيّون واليان باشند و ربّيّون رعيّت . بعضى ديگر گفتند : خداى پرستان باشند و منسوب باشد با ربّ و كسره ى را از تغييرات نسب باشد چنان كه منسوب به بصره را بصرى خوانند . و حسن بصرى با ضمّ راء خواند و اين لغت تميم است و باقى بكسر راء و اين لغت حجاز است و عامّه ى عرب . « وَما كانَ قَوْلَهُمْ » 147 حسن بصرى با صداى جلو لام خوانده است ، و بقيّه با صداى بالا خواندهاند . ابو الفتوح : اين جمله را دو معنى كردهاند : 1 - چون بيشتر سخن ايشان دعا و زارى بود بقيّه ى سخنان آنها به حساب نيامده است و از حال آنها حكايت شده است كه : سخنى ندارند مگر اينكه ميگويند 2 - چون پيغمبرانشان كشته مىشدند آنها در اين مطلب هيچ نمىگفتند و فقطَّ التماس و زارى بدرگاه خدا مىكردند . مناسب با معنى دوّم ابو الفتوح اين رباعى بابا طاهر است . مو كز سوته دلانم چون ننالم مو از بيحاصلانم چون ننالم نشسته بلبل و با گل بنالد مو كه دور از گلانم چون ننالم « و اسرافنا » 147 اسراف در برابر تقصير است كه بمعنى كوتاهى كردن است در چيز و به اندازه ى لازم نرساندن باشد پس اسراف بمعنى از اندازه بدر كردن و زياده روى در كار است . فخر : مقصود گناهان كبيره است چون در قرآن است : « أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ » و « فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ » كه اسراف بمعنى زشتيهاى سخت استعمال شده است . « وَثَبِّتْ أَقْدامَنا » 147 مناسب اين جمله مناجات خواجه انصارى است : الهى