ابراهيم عاملي ( موثق )
22
تفسير عاملي ( فارسي )
نبردم و وسيله ى پيدايش كسى نشدم . اين است معنى زندگى كه هر كس به اندازه ى فهمش راه فرار از ناگواريهاى آن را تشخيص داده است چنان كه مردم جاهل و پاكباخته و هم دسته اى عالم و نابغه وسيله ى آسايش از اندوههاى خود را در مستى و بيخبرى دانستهاند و به نوشيدن شراب و يا به كار بردن چرس و بنگ و ترياك خود را آسوده مىدانند و بعضى درجه ى بالاتر را گرفته با مرفين و كوكائين خود را از انديشه ى در هر چه هست آسوده دارند ليكن خردمندان ناگوارى حس نمىكنند و زندگى را كه براى علم و عبادت و عمل است برخود گوارا مىنمايند . « مِنَ النِّساءِ » 14 عموم مفسّرين گفتهاند : علت نام بردن زن در اولين خواسته هاى انسان آن است كه بيشتر و جلوتر خواهشهاى انسان خواهش جنسى است چنان كه از پيغمبر نقل كردهاند : بهترين دام شيطان براى گمراهى انسان مسئله ى توجّه بزن است ، و هم نوشتهاند كه فرموده است : بالاترين گرفتارى مردم بعد از من دلباختگى و تمايل بزنان خواهد بود . و باز فرموده است : يك زن و مرد در يك جا بخلوت نباشند كه سوّمى آنها شيطان خواهد بود و موجب اغفالشان . « وَالْبَنِينَ » 14 ابو الفتوح : راوى خبر گويد كه رسول عليه السّلام اشعث قيس را گفت : تو را از دختر حمزه فرزندى هست ؟ بپاسخ گفت : پسرى دارم از او كه اگر بدل آن جفنه اى ( كاسه ) ثريد ( آبگوشت نان در آن خورد شده ) بودى كه من به مهمان دادمى دوستتر داشتمى ، رسول عليه السّلام گفت : چرا چنين ميگوئى ؟ ايشان ميوه دلند و روشنائى چشمند و با اين همه جاى بددلى و بخيلى و اندوهند . « وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ » 14 ابو الفتوح نوشته : علما در معنى مسوّمه خلاف كردند ، مجاهد گفت و سعيد و جبير و ربيع كه چرنده باشد و حسن بصرى گفت : در مرغزار كرده ، سدّى گفت : مرد مرا بحسن و جمال تعجّب آرد ، و ابو عبيده و اخفش گفتند : بعلامت كرده يعنى بداغ كرده ، ابن زيد گفت : آن باشد كه براى كارزار بدست نهاده باشند . بعضى ديگر از مفسّرين گفتند : اسبان پيشانى و دست و پاى سفيد و عرب