ابراهيم عاملي ( موثق )

217

تفسير عاملي ( فارسي )

طبرى از مجاهد و ديگران نقل است كه : معنى قرح جراحت است و قتل ، حمزه و عاصم و كسائى و خلف با صداى جلو قاف خوانده‌اند ، و باقى قرّاء با صداى بالا خوانده‌اند . ابو الفتوح از محمّد بن سميقع نقل كرده است كه با فتح قاف و راء قرائت كرده است . « تِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها » 140 طبرى از ربيع نقل است يعنى : پيغمبر ( ص ) و اصحابش در بدر چيره بكفّار شدند ، و روز احد كفّار چيره بر پيغمبر و يارانش شدند و گرفتارى مسلمين در احد بواسطه ى سرپيچى از فرمان پيغمبر ( ص ) بود . مجمع : مقصود آن است كه گاهى مختصر رنجى به مسلمانان مىرسد و ليكن به كافران بشدّت و سختى ، و هرگز كافر بر مسلمان چيره و مسلَّط نمىشود . « وَلِيَعْلَمَ اللَّه » 140 طبرى : يعنى تا جدا كند خدا مؤمنين را از منافقين . مجمع : يعنى بواسطه ى صبر مؤمنين بر مقاومت با دشمن به اين خصوصيّت نزد خدا شناخته مىشوند ، تا با آنها مطابق استحقاق اين مقام كه مقاومت و پايدارى در برابر دشمن است رفتار شود و اين موجب تغيير در علم خدا نيست بلكه موجب ظهور تغيير در معلوم است ، مثل اينكه شما مىدانيد : فردا خواهد آمد ، چون فردا شود ، براى شما امروز خواهد شد و چون گذشت براى شما ديروز خواهد شد ، و در تمام اين مدّت زيادى و يا تغيير در اطلاع براى شما نخواهد بود و ممكن است معنى چنين باشد : تا بدانند دوستان خدا مؤمنين را ، و كلمه ى اولياء و دوستان در جمله ساقط شده است و علم نسبت به خدا داده شده است براى كمال احترام و علوّ درجه ى آنها فخر : بجاى يحكم يعلم گفته شده است ، و معنى چنين است : تا اينكه خداوند حكم كند بر امتياز مردمان مؤمن و صبور بر ديگران . عبده : گاهى انسان بخطا چيزى را يقين و قطعى فرض مىكند مثلا يقين دارد شجاع است چون موقع كارزار مىشود مىترسد و فرار مىكند ، و همچنين يقين دارد مؤمن است و توكّل كامل به خدا دارد و هيچ چيز مانع او نمىشود ، ولى چون گرفتار