ابراهيم عاملي ( موثق )
127
تفسير عاملي ( فارسي )
و جهل براى آنها عذر است دسته ى ديگر بواسطه ى تنبلى و يا بىاعتنائى و ديگر موجبات اختيارى جاهل ماندهاند و تقصير در اطلاع از وظيفه ى خود كردهاند آنها را جاهل مقصر مىنامند يعنى تقصيركار و مسئول چون مىدانند بايستى كارى انجام دهند و به كلى جاهل نيستند و كوتاهى در تشخيص آن كردهاند . اين مقدّمات بطور كلَّى درست است ولى در اين مطلب بايستى بيشتر دقيق شد كه آيا همه كس بايد در دين اسلام بحث كند و هر كه در آن بحث كرد لزوم پيروى آن واضح مىشود ؟ اين حكم كلَّى را نمىتوان به همه كس تحميل كرد چون افكار مردم مختلف است و همه كس نمىتواند اين حكم را تصديق كند و مسئله ى دين در نظر مردم مثل ساير شئون زندگى است كه به آنچه محيط و زمان آنها را فراگرفته است گرفتار هستند و نمىتوانند خود را از آن خلاص كنند و خواه و ناخواه از حدود آن خارج نمىشوند ، اين است كه مىگوئيم : ما مىخواهيم افكار ديگران را هم با عقيده ى خود مقايسه كنيم و مطابق نمائيم در صورتى كه اين صحيح نيست و هر كس آنچه را ديده است و فهميده است حق مىداند همانطور كه ما افكار و عقايد خود را حق مىدانيم و ديگران را باطل آنها همچنين فكر مىكنند و همانطور كه محال است براى ما تصور دين ديگرى جز اسلام براى آنهائى كه با دين سر و كار نداشته و از اوّل زندگى بفكر دين و انجام وظائفى بنام دستور دين نبودهاند و يا با عقايد ديگر انس و خوى گرفتهاند محال است تصديق كنند كه بايد از دين اسلام پيروى شود پس به اين نتيجه مىرسيم كه اين جور مردم با اين طرز فكر و عقيده از دسته ى اول هستند يعنى جاهل قاصر و در عقايد خود مقصّر نيستند . كوستاولوبون در كتاب آراء و عقايد ص 82 : ايمان شخص متدين حد و انتهائى ندارد و هيچگونه محالات عقلى آن را متزلزل نمىسازد و تحت نفوذ عقل و تجربه و كشف و مشاهده نمىرود ، و هيچگونه ادله و مباحث علمى هم آن را متزلزل نمىسازد و با مشاهده ى اين حقيقت علَّت اينكه بعضى دانشمندان بزرگ در برابر بعضى عقايد مربوط بسحر و ستارگان تسليم مىشوند روشن مىگردد . عالم تدين بسان كشتزارى است كه معتقدات