ابراهيم عاملي ( موثق )

123

تفسير عاملي ( فارسي )

ديگرى را تعقيب مىكنند با اينكه شما را بازگشت مىدهند ولى بهتر همان قرائت اوّل است چون آيت پيش خطاب و روى سخن با مردم بوده است پس مناسب است اينجا به همان روش خطاب بمردم باشد . « وَلَه أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ » 83 فخر : اسلام يعنى تسليم بودن و فرمانبردن پس اسلام موجودات آسمانى و زمينى همان امكان آنها است كه بوسيله ى اراده ى خدا موجود شده‌اند و در پيدايش و نابودى تسليم هستند كه باراده ى او موجود و معدوم مىشوند و در اين جمله لطيفه اى است كه مىفهماند همه ى موجودات با امر او آفريده شده و در فرمان او هستند و ديگرى در آفرينش موجودات اختياردار نيست . « طَوْعاً وَكَرْهاً » 83 طبرى : مجاهد گفته است مقصود از اسلام با كراهت اين است كه اقرار بتوحيد دارد و در عبادت ديگرى را شريك مىكند نظير اين آيه : « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّه » و عدّه اى گفته‌اند : كرها يعنى به اراده ى خدا مجذوب و فرمانبر است و طوعا يعنى با ميل خود به زبان كافر است و منكر ، و ديگرى گفته است يعنى ملائكه و انصار پيغمبر و بنو سليم و عبد القيس با ميل و رغبت ، و ديگران بر خلاف ميل مسلمان شدند . قتاده گفته است : مسلمين برغبت اسلام پذيرفتند و كافران در هنگام مرگ كه سختيهاى عالم ديگر را به چشم ديدند مسلمان مىشوند چنان كه در اين آيه هست « فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا » . فخر : مقصود اين است كه هيچ موجودى را طاقت نافرمانى نيست آنكه مؤمن است دين را با ميل مىپذيرد و ناگواريهاى را با اكراه و آنكه كافر است ، در همه حال با كراهت و خلاف ميل است و از ناچارى تسليم بفرمان خدا است . سخن ما : در نقل اقوال از زجّاج نقل كرديم خطاب و روى سخن با پيغمبر ( ص ) است ولى ممكن است بگوئيم اوّل آيه افكار را توجّه داده است بيك حقيقت غير قابل انكار كه اشخاصى از زمانهاى پيش راهنماى مردم بوده‌اند و عدّه اى هم از آنها پيروى