ابراهيم عاملي ( موثق )

33

تفسير عاملي ( فارسي )

قرآن كسانى هستند كه از مقام قلب تنزل بمقام نفس كرده‌اند يعنى دل خود را بجاى سپردن به عمل و فكر تسليم هوى و هوس كرده‌اند و از فرمان خدا سرپيچيده‌اند و دل بفرمان اهريمن داده‌اند اين دلباختگى و تنزل درجه موجب گمراهى آنها مىشود چون در آيه گفته شده اشخاص فاسق گمراه مىشوند پس فسق و بدكارى كينه و عداوت را زياد مىكند و هر چه آيات را بيشتر مىشنوند آزرده خاطر مىشوند و بر كينه مىافزايند و انكار و تاريكى فهم آيات و گمراهيشان افزوده مىشود . سخن ما : همانطور كه از امام فخر نقل كرديم : در انجيل هم مثل قرآن بوسيله‌ى مثل مردم رهبرى شده‌اند پس مىگوئيم انجيل و قرآن در يك مكتب ساخته شده‌اند و از آن مكتب الهام مىگيرند كه در قرآن مكرّر تصريح شده است . آنچه محمّد مىگويد دنباله‌ى آن است كه نوح و ابراهيم و موسى و عيسى گفته‌اند . پس اگر منظور استاد انگليسى آن بوده است كه امثال قرآن در نتيجه‌ى خواندن انجيل و يا بشنيدن از كشيشان و متخصّص آن درست شده است اين فرضى است كه راه عمل آن متصوّر نيست . زيرا نه خود آن حضرت توانائى خواندن انجيل داشته است و نه كسى داشته است كه براى او بخواند و هيچ مورّخ و محدّث از موافق چنين چيزى نقل نكرده است . بلكه نهى از خواندن تورات نقل شده است فقطَّ آنچه براى اطَّلاع آن حضرت از انجيل قابل فرض است مسافرتهاى شام است كه در سفر اوّل عمر آن حضرت مقتضى فهم اين گونه مطالب نبوده است و در سفر بعد مگرچه مدّت بوده است و چه مجالى داشته است كه بتواند آن را ياد بگيرد و به تمام اين رموز دقيق شود و مو شكافى كند و پس از چندين سال با هزاران امتياز كه ديگران را از همانند آن عاجز كرد بتدريج آن را بمردم نمودار كند البتّه يادداشت هم از گفته‌هاى كشيشها و ديرنشينان نداشته است تا بتدريج از آن استفاده كند فقط بايد قبول كرد كه سر چشمه‌ى قرآن و انجيل يكى است و آن كه به مسيح انجيل آموخت به محمّد ص قرآن فرو فرستاده بعلاوه ممكن بود در همان زمان مردم مطَّلع از انجيل كه در كمين اعتراض و خرده‌گيرى بودند اگر چنين اقتباس و استفاده مىفهميدند اعتراض مىكردند