ابراهيم عاملي ( موثق )
24
تفسير عاملي ( فارسي )
در تأويلات گفته است : اين آيه مردم را دو دسته كرده است : كافران كه استعداد خود را از دست دادهاند و اميد رستگارى براى آنها نيست ديگر منافقين هستند كه براى آنها مختصر روشنى هست ولى خواستههاشان جلوگير پيشرفت آنها است . و در اين تقسيم به دو دسته اشاره است به اين كه دستهى دوم ممكن است از همنشينى با مسلمانان راه خود بيابند و رستگار شوند . باز كاشانى در تأويلات براى توصيف منافقين كه ايمان ندارند و كافر هستند مىگويد : بدان كه كفر يعنى پردهاى در جلو دل و اين پرده اگر جلو حقّ را گرفت موجب شرك خواهد شد و اگر مانع دين شد موجب محروميّت از راه مستقيم مىشود و دل يهود و نصارى و همهى اهل كتاب به اين پرده پوشيده شده است . دستهى اوّل كه دلشان بپرده و حجاب از حقّ است از دين هم محجوب و محروم هستند . و ليكن دستهى دوّم كه از دين محروم هستند ممكن است از حقّ محروم نباشند چون وقتى كه حجاب دل را بردارند شايد كه دين را بپذيرند و تا اين حجاب دين دل آنها را پوشانده است در ادعاء ايمان دروغ مىگويند پس توصيف آنها بكفر براى آن است كه آنها ادعاء مىكردند دل ما پوشيده نيست در صورتى كه هنوز هر دو مانع را از جلو دل خود برنداشتهاند . * ( يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ ) * 20 - مثنوى با اشاره چگونگى اين برق را چنين سروده است : برق آفل باشد و بس بيوفا آفل از باقى نداند بىصفا برق خندد بر كه ميخندد بگو بر كسى كه دل نهد بر مهر او برق را خود يخطف الأبصار دان نور باقى را همه ابصار دان سخن ما : آيت ده * ( ( فَزادَهُمُ اللَّه مَرَضاً ) ) * شايد اشاره باشد كه چون بدل بيمارند و كج انديش خواه و ناخواه بواسطهى پايدارى بر آن بيمارى دلشان افزون