ابراهيم عاملي ( موثق )

9

تفسير عاملي ( فارسي )

اوّل اللَّه است و ثانى جبرئيل عقل فعّال او است از روى دليل منتهى باشد محمّد در نمود ز آن كه دارد جامعيّت در وجود فيض هستى جبرئيل ذو العطا ز ابتدا گيرد دهد بر منتهى گفت جمع عالم اين است اى وجيه يا عبادي فاعلموا لا ريب فيه * ( الم ذلِكَ الْكِتابُ ) * 2 - فى ظلال : يعنى اين قرآن از همين حروف أ - ل - م درست شده است ولى بطورى كه معجزه است و ديگرى نمىتواند بمانندش بگويد چون كار خداوند در همه چيز به اين گونه است چنان كه آدمى در خاك آنچه تصرف كند به صورت مجسّمه درمىآورد ولى خداوند از خاك آدم ميسازد به همين گونه آنچه آدمى در حروف تصرّف كند به صورت شعر يا خطا به در مىآورد ولى خداوند به صورت قرآن مىكند . پس فرق قرآن با سخن مردم همان فرق ايجاد انسان است با ساختن مجسمه و يا ديگر اشكال كه انسان مىسازد * ( فِيه هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ) * - 2 مجمع : ابن كثير خوانده است ( فيهي هدى ) كه در تلفّظ بهاى ضمير ياء افزوده است . كشف الاسرار : عمر از كعب الاحبار پرسيد حقيقت تقوى چيست ؟ گفت : هرگز به زمين خاردار راه رفته‌اى كه دامن خود جمع كنى و بآهستگى از ميان خارها بيرون روى ؟ اين است معنى تقوى . شعر : خل الذّنوب صغيرها و كبيرها فهو التّقى و اصنع كماش فوق ار ض الشّوك يحذر ما رأى لا تحقرنّ صغيرة انّ الجبال من الحصى يعنى : از گناه كوچك و بزرگ خوددارى كن كه تقوى همين است و مانند كسى باش كه بر زمين خارستان ميرود و از هر چه مىبيند پرهيز مىكند گناه كوچك را سبك مشمار كه بتدريج بزرگ مىشود همانطور كه از سنگريزه كوه درست مىشود . روح البيان : تقوى سه درجه دارد . 1 - احتراز از گرفتارى هميشگى بوسيله‌ى ايمان و اجتناب از كفر . 2 - دورى از هر گناه اگرچه صغيره باشد كه تقواى مشهور