ابراهيم عاملي ( موثق )
443
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : « تَسْرِيحٌ » رها كردن و به حال خود گذاشتن . « جُناحَ » با صداى جلو جيم بمعنى گناه و با زبر يعنى بال پرنده و بازو و زير بغل انسان . « افْتَدَتْ » از مصدر افتداء بمعنى خود را بوسيلهى مال يا چيزى ديگر خلاص كردن و پرداختن زن مالى به شوهر خود براى طلاق گرفتن جهت نزول : طبرى : مردى از انصار بر همسر خود خشمگين شد به او گفت : هرگز با تو آميزش نخواهم كرد و از بند زناشوئى هرگز رها نخواهى شد . آن زن پرسيد : اين چگونه مىشود ؟ گفت : تو را طلاق ميگويم و بازميگردم و پيوسته چنين خواهم كرد آن زن شكايت به پيغمبر كرد اين آيه نازل شد . ترجمه : [ اختيار كه مردان دارند ] 229 دو نوبت طلاق است و پس [ از نوبت دوّم يا ] با خوشرفتارى زن را نگاه ميدارد [ و با او آشتى مىكند ] يا با نكوكارى او را رها مىكند [ كه طلاق سوّم شود و آشتىپذير نباشد . ] جهت نزول : طبرى : حبيبه دختر سهل انصارى همسر بود با ثابت بن قيس بن شمّاس روزى رفت نزد پيغمبر و عرض كرد : ديگر سر من با سر ثابت بر يك بالين فراهم نخواهد شد . چون يك روز گوشهى خيمه را بالا كردم ديدم او در ميان چند نفر ميآيد و از همهى آنها سياهتر و كوتاهتر و زشتتر است ، و اگر من را از او جدا نكنى ميترسم مرتكب كارى بشوم كه موجب هلاكتم بشود ، پيغمبر از ثابت سؤال فرمود تو چه ميگوئى ؟ عرض كرد بهترين سرمايهام باغچهاى بوده است كه به او دادهام آن را به من برگرداند . زن عرض كرد : آن را با علاوه مىدهم . پيغمبر فرمود فقطَّ همان باغچه را بده . او داد و از شوهر خود جدا شد . ترجمهى دنبالهى آيه 229 : و روا نيست براى شما از آن مهر كه بزنان دادهايد