ابراهيم عاملي ( موثق )
423
تفسير عاملي ( فارسي )
رسول را ديد كه برآمد و ندا كرد برنشينيد و بشارت باد شما را « 1 » مرد روى به آسمان كرد و گفت بار خدايا مرا رغبت چنين باشد : اين درمها در سبيل تو و جهاد دشمنان تو صرف كنم : آنچه جامهاى ابريشم و حرير خواست خريد و اسبى ، خريد و تيغى و نيزهاى ، و سلاح بپوشيد و بر اسب نشست . چون بكارزار شدند او حمله ميبرد از پس و پيش بنيزه و تيغ كارزار كرد تا آنكه كش بيفكندند . رسول را گفتند سعد را بيفكندند . رسول عليه السلام ببالين او آمد و سر او بر كنار گرفت و گرد از روى او ميسترد بجامهى خود و بگريست آنگه بفرمود تا اسب و سلاح او برگرفتند تا بخانهى زن او آوردند و گفت : بگوى كه ميراث شوهر تو است . * ( يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ ) * . . . * ( بِإِذْنِه ) * - 220 مجمع : يعنى خدا بفرمان خود و دستورهاى دينى مردم را بسوى بهشت مىخواند . كشف : يعنى بخواست و توفيق و فضل خود ببهشت مىخواند . حسينى : يعنى باراده و سرنوشت خود بسوى بهشت مىخواند . سخن ما : 1 - كفر و انحراف از راه مستقيم چون موجب حرمان از سعادت حقيقى آدمى است بايستى در اجتماع نيز كافر محروميّتهائى داشته باشد كه خودش ادب بشود و بفكر اصلاح خود باشد و ديگران بانحراف او منحرف نشوند و كج نروند و بخصوص آميزش مرد و زن و تأثير سخن هر يك در روحيّهى ديگرى موجب مىشود كه مسلمان از دين خود برگردد بگفتهى مثنوى : چون پى يسكن إليهاش آفريد كى تواند آدم از حوّا بريد پس لازم است كه تا اتّحاد فكر و عقيده در مذهب نباشد زناشوئى انجام نشود . 2 - ميگويند فكر و عقيده در شير اثر خاصّ دارد و آن اثر بشيرخوار ميرسد پس لازم است از
--> ( 1 ) مقصود اين است كه براى جنگ سوار شويد و خوش خبرى بشما مىدهم كه به بهشت ميرويد .