ابراهيم عاملي ( موثق )
414
تفسير عاملي ( فارسي )
گفتند : عفو يعنى آن اندازه از مال كه از مخارج خانواده و عيال زياد باشد و عرب ميگويد : « خذ ما عفا » « 1 » و ابو عمرو بن العلاء و حسن بصرى و قتاده و ابن ابى اسحق كلمهى « عفو » را با صداى جلو واو خواندهاند ، و چنين معنى مىشود : آنچه بايد بدهيد عفو است و بقيّهى قرّاء با صداى بالاى واو خواندهاند و چنين معنى مىشود : بگو اى پيغمبر آن ، بخشند كه عفو و آسان باشد . و نيز او نوشته است : جابر روايت كند : مردى بنزد رسول آمد و شكل خايهى مرغى زرين بياورد و گفت يا رسول اللَّه بخداى عز و جل كه من جز اين ندارم و ميخواهم تا اين صدقه كنم براى خدا . رسول عليه السلام روى از او بگردانيد . او بديگر جانب آمد و اين سخن بگفت . رسول عليه السلام از او بخشم آمد از دست او بستد و بينداخت چنان كه اگر بر او آمدى عضوى تباه كردى و گفت : چون همى گوئى كه همين دارم صدقه را چه خواهى كردن ؟ آنگهى گفت : يكى از شما ميآيد و جملهى مال صدقه مىكند آنگه بدرها ميگردد و سؤال مىكند ، فاضلتر صدقه آن بود كه از سر توانگرى بود و هر يكى از شما بايد ابتدا به عيال خود كند . كلبى گفت : و بعد نزول اين آيه كس آن چنان نكردى . چون كسى را چيزى بودى خواستى تا آن را صدقه كند قوت خود و قوت عيال خود از آنجا برداشتى و آنچه فضله بودى آن را صدقه كردى و اگر مرد ، اهل حرفه بودى يك روز نفقه برداشتى از آنجا ، باقى صرف كردى چون آيت زكات بيامد اين آيه منسوخ شد . فخر : روايت شده است كه پيغمبر قوت يك سالهى خود و خانوادهاش را ذخيره ميكرد . و دانشمندان گفتند : فضيلت حدّ متوسّط از زيادروى و دون طبعى است . پس زياد بخشيدن زيادهروى و اسراف است و بخل و مضايقه از مردم دون طبعى و پستى است و ميانهروى فضيلت و خوبى است . و مقصود از جملهى « قُلِ الْعَفْوَ » اينجور بخشش است . روح البيان : در لفظ « عفو » اشاره است كه آنچه شخص ميدهد بايد ياد آن را
--> ( 1 ) يعنى بگير آنچه به آسانى بچنگت آيد .