ابراهيم عاملي ( موثق )
390
تفسير عاملي ( فارسي )
عبده : جهت كراهت مسلمين از جنگ نه بواسطهى ترس از مرك بوده است چون عرب عادت بجنگ و غارت داشته است . پس ممكن است بواسطهى اينكه عدهشان كم بوده است ميل نداشتهاند با كافران به جنگند كه شايد همهى آنها كشته شوند و يكبارگى مبارزهها و زحمتهاى چند ساله براى اسلام نابود شود و اسم اسلام باقى نماند و به همين مناسبت در آخر آيه گفته شده است كه خدا ميداند عاقبت جنگ چه فوائد مهمّ دارد كه شما نمىدانيد پس ترس و كراهت شما از جنگ نه بجاى است كه خير شما در آن است . و هم او گفته است : ممكن است كراهتشان از جنگ بواسطهى آن بوده است كه انتظار داشتهاند ديگران هم مثل خودشان مردمى بيدار دل و مسلمان شوند چون قرآن آنها را جورى تربيت كرده بود كه براى همه خير و آسايش ميخواستند و از درد و رنج ديگران گريزان بودند و جملهى دوّم آيه « عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً » اشاره به اين است كه شما دوست داريد سلامتى و آسايش ديگران را ولى براى شما شر است كه اگر آنها را آسوده بگذاريد شما را نابود خواهند كرد و قسمت سوّم آيه « وَاللَّه يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » اشاره به اين است : خدا سرشت اين مردم را ميداند كه با پند و موعظه تربيت نمىشوند ولى شما نمىدانيد اينها عضو فاسد هستند كه هرگز راه بحقّ نمىبرند و يگانه علاج ، نابود كردن اين اعضاء فاسد است . سخن ما : اين آيه مىفهماند : دستورى كه بشما ميدهند اگر از آن در دل ، نگرانى حسّ مىكنيد مولود جهل شما است كه نمىتوانيد خير و شر خود را تشخيص بدهيد پس هر فرمانى كه رهبر و مربّي شما صادر مىكند بىچون و چرا بپذيريد 2 - مثنوى در مجلد سوّم بيان آنكه طاغى در عين قاهرى در مقهورى است مفاد اين آيه را چنين ساخته است : جمله در زنجير بيم و ابتلاء ميروند اين ره به غير اوليا مىكشند اين راه را پيكار وار جز كسانى واقف از اسرار كار جهد كن تا نور تو رخشان شود تا سلوك و خدمتت آسان شود