ابراهيم عاملي ( موثق )
383
تفسير عاملي ( فارسي )
و شخص پيوسته بيقرار است و روايت است از خباب بن ارتّ كه : روزى پيغمبر ص در سايهى كعبه نشسته بود و بالا پوش خود را بالش كرده و به آن تكيه داده بود . از اوضاع زندگى خود به آن حضرت شكايت كرديم و عرض كرديم چرا براى ما از خداى يارى نمىخواهى ؟ فرمود : مردمى بودند پيش از شما كه دشمنان آنها را ميگرفتند و در زمين ميكردند و با اره دو نيم ميكردند و يا بشانهى آهن گوشت بدن آنها را ميگرفتند و آنها از دين خود دست برنمىداشتند سوگند به خدا كه اين دين شما بدرجهاى تكميل و توسعه پيدا خواهد كرد كه مسافر از صنعا بحضرموت ميتواند برود و از هيچ نترسد مگر خدا و يا از گرگ كه گوسفندش را ببرد و ليكن شما تعجيل مىكنيد . * ( حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ ) * - 213 ابو الفتوح : از نافع و اعرج و شيبه و مجاهد روايت شده است : كلمهى « يَقُولَ » را با رفع و صداى جلو لام قرائت كردهاند و بر اين قرائت معنى چنين مىشود : آن مردم بجورى بيقرار بودند كه پيغمبر اظهار دلتنگى ميكرد و مىگفت . ولى بقيّهى قرّاء با نصب و با صداى بالاى لام قرائت كردهاند و به اين قرائت معنى چنين مىشود : اين ناراحتى چندان بدرازا مىكشيد كه پيغمبر ص مىگفت . نيشابورى : بعضى گفتهاند اگر آنها پيغمبر بودند بچه مناسبت اعتراض كنند و بگويند چه وقت يارى خدا ميرسد ؟ جواب دادهاند كه به آنها وعده يارى داده شده بود ولى وقت آن معيّن نبود و چون بيچاره ميشدند مىگفتند : آيا چه وقت به اين وعده وفا خواهد شد ؟ طبرى : از ابن جريج روايت است كه مقصود از رسول آن فرد بهتر و شخص عالمتر بدين و خداشناستر است . فخر : ممكن است كه جملهى « مَتى نَصْرُ اللَّه » گفتار مؤمنين باشد كه اعتراض ميكردند بپيغمبرشان چه وقت اين وعدههاى تو انجام خواهد شد ؟ و پيغمبر به آنها جواب ميداد « أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّه قَرِيبٌ » دلتنگ نباشيد كه به زودى آسايش ميرسد . و هم امام فخر