ابراهيم عاملي ( موثق )
379
تفسير عاملي ( فارسي )
است چونكه اگرچه حاكم ميان مردم پيغمبرها بودهاند ولى حكم آنها مطابق بوده است با آنچه كتاب نشان ميداده و راهنمائى ميكرده است پس نسبت حكومت بكتاب بواسطهى مطالبى است كه در آن بوده و به پيغمبرها الهام شده است . كشف نوشته است : بالحقّ يعنى با عدالت و راستى حاكم اينجا خدا است جلّ جلاله كه احكم الحاكمين بحقيقت اوست و رسول كه فرستادهى اوست و كتاب كه نامهى اوست و چون بكتاب حكم كنند روا باشد كه كتاب را حاكم گويند . * ( فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه ) * - 212 فخر : يعنى موارد اختلاف در حقّ ، ولى طبرى گفته است يعنى آنچه مردم در آن اختلاف مىكنند و محتاج بحكومت هستند . * ( وَمَا اخْتَلَفَ فِيه إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوه ) * - 212 طبرى : يعنى يهود در تورات اختلاف كردند با اينكه خود عالم به آن بودند . فخر : ممكن است مقصود از اختلاف تكفير و بد گفتن يهود بنصارى و مسيحيها به يهود باشد و ممكن است مقصود تبديل و تحريف كتاب باشد . ابو الفتوح نوشته است : خلاف نكردند در كتاب مگر آنان كه كتاب بايشان دادند از جهود و ترسايان . * ( مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ ) * - 212 ابو الفتوح : مقصود احكام تورات و انجيل است و گفتهاند مقصود : ادلَّه و حجج عقل است . فخر : مقصود ادلَّهى عقلى است و مقدّمات اثبات لزوم پيغمبران است كه بعد از ثبوت اين مقدّمات و ادله كتاب نازل شد . * ( بَغْياً بَيْنَهُمْ ) * - 212 فخر : وسائل راهنمائى يا عقلى است كه كلمهى بيّنات توضيح داده است چون