ابراهيم عاملي ( موثق )
367
تفسير عاملي ( فارسي )
به آن آمد و مصطفى به آن خواند و قرآن به آن آمد و بهشت به آن يافتند و ناجيان به آن رستند تسليم است . آن كار كه اللَّه بدان راضى و بنده به آن پيروز و گيتى بدان روشن ، تسليم است . راه تسليم ، راه تسليم زينهار تا بمانى بر دين قديم . چون اللَّه خود را فعل ذات گفت ، نزول و اتيان بعرصات روز حشر اظهار هيبت و عزّت را و نزول به آسمان دنيا هر شب اظهار لطف و كرم را ، بجان و دل قبول كن . ظاهر آن پذيرفته و شناخته شناختى تصديقى و تسليمى گردن نهاده ، و گوش فرا داشته . تهمت بر خود نهاده ، و زبان و دل از معنى آن خاموش داشته ، و از دريافت چگونگى آن نوميد شده ، كه خرد را فرا دريافت آن به تكليف راه نيست و پيچيدن را روى نيست . مصطفى از جبرئيل نام و نشان شنيد و سخن شنيد ، برو پيچيد كه حقيقت و غايت و كيفيّت در عقل وى نگنجيد . آنچه چهل سال در بنى اسرائيل آمد از يك پيچ آمد آنچه بر اصحاب سبت باريد از يك حيلت باريد . آنچه ابليس ديد از يك لجاج ديد . آنچه بلعم آزمود از يك قصد آزمود تقصير را روى هست و پيچيدن را روى نيست . تقصير از بيچارگى است و پيچيدن از شوخى . بيچارگى صفت آدمى است و شوخى نشان بيگانگى . * ( وَلا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ ) * - 207 ابو الفتوح نوشته است : شعبى از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرده است كه يك روز عمر خطاب رسول را صلَّى اللَّه عليه و آله گفت يا رسول اللَّه ما از جهودان سخنهاى نيكو مىشنويم دستور باشد كه بنويسيم رسول عليه السلام گفت : شما متردّد و شاكيد چنان كه جهودان و ترسايان ؟ من بشما دينى آوردهام سفيد و پاكيزه اگر موسى زنده بودى او را روا نبودى جز مشايعت من كردن . * ( فَإِنْ زَلَلْتُمْ ) * 208 طبرى : سدّى گفت « زَلَلْتُمْ » يعنى « ضللتم » مقصود آن است كه اگر گمراه شديد . ابن عباس گفته است يعنى اگر مشرك و بيدين شديد .