ابراهيم عاملي ( موثق )

362

تفسير عاملي ( فارسي )

كار خوب . * ( وَاللَّه لا يُحِبُّ الْفَسادَ ) * - 204 ابو الفتوح نوشته است : قتاده روايت كرد از عطاء كه گفت مردى بنام علاء بن منبه احرام گرفت در پيراهنى دوخته رسول عليه السلام گفت او را كه پيراهن بكن . « قتاده » گفت : ما شنيديم كه پيغمبر عليه السلام فرمود تا آن پيرهن در تن او دريدند . او گفت : حاشا « انّ اللَّه لا يحب الفساد » . * ( أَخَذَتْه الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ ) * - 205 عبده : يعنى چون نصيحتش كنند زود خشمناك مىشود و كبر و خودپرستى او را فرامىگيرد و سبكسرى و سفاهت او را مىربايد آنگاه مانند مردم جادو شده فكر مستقيم برايش نخواهد ماند و هر دمى بكارى و گفتارى مىپردازد و بجاى تعصّب و كبر كلمه‌ى « عزّت » گفته شده است بمناسبت آن است كه هواپرستى اين جور مردم نصيحت و پند را خلاف عزّت و مقام خود پنداشته پس غيرت جاه و مقام او را مىگيرد و با اصرار بيشتر كار بد و گناه مىكند . * ( وَلَبِئْسَ الْمِهادُ ) * - 205 ابو الفتوح نوشته است : و براى آن مهاد و فراش خواند كه جاى ايشان بر آنجا باشد و از آن مفارقت نبود ايشان را چون مرد خفته كه ملازم بستر باشد . * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ) * - 206 كشف نوشته است : آنجا كه عنايت است پيروزى را چه نهايت ، فضل خدا نهانى نيست و بر فعل وى چون و چرائى نيست و معرفت وى جز عطائى نيست . بو جهل قرشى و ابو طالب هاشمى در آتش قطيّعت سوختند و ذرّه‌اى معرفت از ايشان دريغ داشتند و طليعت آن دولت باستقبال صهيب و بلال بروم و حبشه فرستادند و قرآن مجيد جلوه‌گاه ايشان