ابراهيم عاملي ( موثق )
341
تفسير عاملي ( فارسي )
قربانى معيّن شد ، كه « فَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ » براى او گفته شد ولى محمّد محصور و متوقّف نشد و داراى موهبت شد و مخاطب شد به « أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ » و حجّ خود را به « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى » بانجام رساند و پس از آنكه بحقّ نزديك شد خود را به آن بياويخت و دست برنداشت پس از آن عمره تمام كرد و گفتگوى دوستانه ميان حبيب و محبوب به اين جا رسيد « فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى » گفتنىها با او بگفت و آخرين موهبت كه او را بدوست متّصل كرد در وقوف عرفاتش بود كه گفت « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً » « 1 » سخن ما : در اوّل آيه اعلام شده است : اين عادت و رسم كه شما از زمان ابراهيم بيادگار داريد بايد صورت عبادت داشته باشد نه عادت كه بخواهيد آداب پدران خود را تقليد كنيد . اكنون شما در فرمان و تربيت محمّد ص هستيد كه او شما را به طرف خدا و تكامل آدميّت رهبرى مىكند بايستى كارهاتان به قصد عبادت خدا با راهنمائى پيغمبر باشد . بواسطهى همين اعلام بود كه تمام آن عادات قديم را باقى نگذاشت و دستورهاى حجّ را بطور مصلحت روز معيّن كرد تا مردم از آن تعصّب و تقليد در گذشتگان خود عوض شوند و روش عقلى و تبعيّت از پيشواى بزرگ خود را در پيش گيرند و اين مطلب از رفتار مردم خوب نمايان است بطوريكه از ابو الفتوح نقل كرديم : كه پس از صلح حديبيه مردم بفرمان پيغمبر تسليم نشدند تا پس از راهنمائى امّ سلمه آن حضرت خود سر تراشيد و قربانيش را كشت آنگاه مردم به خود آمدند و پيروى كردند و اين خود مىفهماند كه مردم نمىخواستند از عادات قديمى خود دست بردارند و گمان مىكردند اسلام بايستى روش گذشتهى آنها را اجراء كند براى همين است كه در آخر آيه اشعار شده است كه بايستى از مخالفت پيغمبر پرهيز كنيد و گر نه عقاب خداوند سخت است . در آيت دوّم : اوّل معيّن شده است كه بايد سر بفرمان بود و آئين قديمى را در وقت معيّن و با آداب معيّن انجام داد و در آخر يادآورى شده است كه آنچه براى آدميّت و تكامل انسان لازم است پرهيزكارى
--> ( 1 ) اكنون نعمت را بر شما تمام كردم و اسلام را براىتان برگزيدم .