ابراهيم عاملي ( موثق )

310

تفسير عاملي ( فارسي )

تأويلات : روزه يعنى خوددارى از گفتار و كردار نادرست . مريض يعنى گرفتار بامراض قلبى كه پرده‌ها و موانع نفسانى هستند از مشاهده‌ى حقّ و ادراك حقايق . سفر يعنى دورى از ادراك و مشاهده‌ى حقايق الهى تا موقعى كه به آنها برسد « لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ » يعنى بر - گذار كردن مراتب و مقامات تا برسد بدرجه‌ى تكامل و شهود « لَيْلَةَ الصِّيامِ » يعنى غفلت و بى خبرى كه بر شخص سالك مسلط مىشود و باز به خود آمده ذات محبوب را مشاهده و حاضر مىيابد و باز غافل مىشود « يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ » يعنى نمودارى روشنى حضور و مشاهده‌ى محبوب پس از سياهى و تاريكى غفلت و بىخبرى از دوست « وَأَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ » يعنى آنگاه كه در مسجد دل هستيد بعبادت و توجّه بمحبوب خود . سخن ما : 1 - آيت اوّل « فَإِنِّي قَرِيبٌ » نزديكى خدا به انسان قدرت و علم است كه به او عنايت كرده است زيرا در قرآن است « اللَّه نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » يعنى خدا روشنى زمين و آسمان است و در آيت ديگر است « اللَّه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » يعنى خدا مؤمنين را دوست دارد و از تاريكى به طرف روشنى رهبرى مىكند و مشهور است « العلم نور يقذفه اللَّه في قلب من يشاء » يعنى دانش روشنائى است كه خدا در دلها مىافكند پس نزديكى خدا علم و قدرت او است كه پرتوى از آن انسان را فراگرفته است و رابطه‌ى با خدا به همين وسيله‌ى علم و قدرت او است كه موجب زيادى رابطه‌ى انسان است با آفريننده‌ى خود ، و دعا كه خواهش انسان است از آفريننده در نتيجه‌ى تحريك درونى و اراده است كه چون اراده شديد شد به زبان به صورت دعا درمىآيد و چون از اين درجه تحريك بيشتر شد بمرتبه‌ى شوق مىرسد كه عضلات هم به حركت ميآيد و پى خواسته‌ى خود مىرود پس حقيقت دعا وقتى است كه خواسته‌ى انسان بقدرى شديد شود كه بمرتبه‌ى شوق برسد و با عمل نه به زبان اقدام بمورد خواهش خود بكند و از نيرو و علم كه خدا به انسان داده است استفاده كند و اجابت خدا همان فرمانبرى قوا و وسائلى است كه خدا به اختيار انسان گذارده است تا طبق خواسته‌ى او به كار بيفتد و آدمى در نتيجه‌ى كار مفيد مطابق آنچه به او اجازه داده شده است عمل نمايد تا به نتيجه