ابراهيم عاملي ( موثق )

299

تفسير عاملي ( فارسي )

اكل و شربش چو باشد انس به حق دائم او در حقّ است مستغرق لقمه از خوان « يطعمش » بينى شربت از چشمه‌سار « يسقينى » . * ( فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْه ) * - 184 عبده : اين حكم به صورت غايب و سوّم شخص گفته شده است براى اينكه مردم نواحى قطبى ماه سى روزى ندارند و تقريبا هر روزى معادل ششماه نقاط معتدله است پس با اينطور جمله فهمانده است كه هر كس مريض و مسافر نباشد باندازه‌ى يك ماه روزه بدارد ، و اگر مىگفت شما روزه بداريد اين حكم شامل آنها نمىشد كه شبانه روز بيست و چهار ساعتى و ماه سى روز ندارند . * ( وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ ) * - 184 مجمع : عاصم « لِتُكْمِلُوا » با تشديد ميم خوانده است و ديگران با تخفيف و دو كلمه‌ى « عسر و يسر » را با تشديد سين نيز قرائت كرده‌اند . سخن ما : 1 - مقرّر كردن يك حكم و دستورى كه از دير زمان بشر آن را براى خود لازم دانسته است و افكار دينى او بهر صورت كه درآمده است اين عمل را هم با خود داشته است دليل است بر اينكه انسان در سازمان بدنى يا روحى خود احساس مىكرده است احتياج به روزه و امساك ، با اين تفاوت كه آنچه مناسب و در حقيقت مفيد براى او بوده است بوسيله‌ى وحى و پيغمبر تثبيت شد و آنچه خرافى و نامناسب بود اسقاط شد . 2 - روزه مخالف زياد دارد و ميگويند هيچ فلسفه‌اى در آن نيست ولى بطورى كه مكرر نوشته‌ايم : گفتار پيغمبران و دستورهاى دين مطلبى است جداگانه كه با افكار ديگر مردم نبايد سنجيد بخصوص آنچه عبادت است و بايد با قصد قربت انجام شود . با اينكه متخصّصين مىگويند : پاره‌اى از انحرافهاى معده را بهترين علاج امساك و خوددارى از خوردن است ، صاحب نظران مىگويند : هيچ عبادتى باندازه‌ى روزه باخلاص نزديك نيست چون عملى است منفى كه كسى جز خود شخص بر آن مطلع