ابراهيم عاملي ( موثق )

298

تفسير عاملي ( فارسي )

ماه نو ديدند شما را كفايت نباشد ؟ و بدان كار نخواهيد كرد ؟ گفت نه كه مصطفى ما را چنين فرموده است . اين يك وجه است از اصحاب شافعى و وجه ديگر آن است كه چون بيك بقعه ماه نو ديدند حكم آن به همه عالم روان است « 1 » . كشف نوشته است : اينك ماه رمضان اقبال كرد بر دوستان . ماهى كه هم بشويد هم بسوزد : بشويد به آب توبه دلهاى مجرمان ، بسوزد به آتش گرسنگى تنهاى بندگان . خداوندان معرفت را اينجا رمزى است ديگر ، گفتند : رمضان از آن گفتند كه ربّ العزّه در اين ماه دلهاى عارفان از غير بشويد ، پس به مهر خود بسوزد ، گه در آتش دارد گه در آب گه تشنه و گه غرقاب نه غرقه سير آب و نه تشنه را خواب و زبان حال ايشان مىگويد : گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز عاشق آن به كوميان آب و آتش در بود تا بدان اوّل بسوزد پس بدين غرقه شود چون ز خود بى خود شود معشوقش اندر بر بود اين است كه پير طريقت گفت - حين سئل عن الجمعيّة - فقال : ان يقع في قبضة الحقّ و من وقع في قبضة الحقّ احترق فيه و الحقّ خلفه « 2 » . در عشق تو بىسريم سرگشته شده و ز دست اميد ما سر رشته شده مانند يكى شمع بهنگام صبوح بگداخته و سوخته و كشته شده حسينى نوشته : مثنوى : مرد عارف چو يافت لذّت قرب نه به اكلش كشش بود نه بشرب

--> ( 1 ) ولى فقهاى شيعه ميگويند : اگر در شهرى ماه ديده شد وقتى مىتوانند اهالى شهر ديگر با آنها در عمل شريك شوند كه بطور متعارف هر دو شهر در افق متحد باشند و داراى يك افق شمرده شوند . و اگر در افق متّحد نبودند محكوم به حكم آنها نيستند و بايد در افق خودشان ديده شود . ( 2 ) يعنى جمعيّت و فرا همى با دوست حالتى است كه سالك در قبضه‌ى حق قرار گرفته است و ميسوزد ولى حق در پشت سر او و پيشينيان او است .