ابراهيم عاملي ( موثق )
297
تفسير عاملي ( فارسي )
اشخاصى كه اكنون عاجز هستند از روزه مانند پيرمرد و پيرزن و مبتلى به مرض تشنگى و زن بچهدار كه بواسطهى شير دادن بچه از روزه عاجز است فديه بدهند . * ( وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * - 183 روح البيان : روايت كردهاند : در سال پانزدهم از مبعث پيغمبر روزه معيّن شد و پيغمبر هشت سال روزه گرفت پنج سال ماه رمضان بيست و نه روز بود و سه سال ديگر رمضان سى روزه بوده است و هم در روح البيان است : همانطور كه آخر روزهى بدن هنگام شب است آخر روزهى دل و خوددارى از غير حقّ هنگام ديدار خداوند است و همانطور كه در روزه از خوردن و آشاميدن بايستى خوددارى كنند براى هر عضوى روزهاى است : براى زبان حفظ از فحش و غيبت و دروغ و براى چشم از بد دلى و غفلت و براى گوش از شنيدن ناشايست و چيزهاى بيهوده و براى نفس خوددارى است از حرص و آز و شهوت و براى دل خوددارى از توجّه به دنيا و مظاهر فريبندهى آن . سعدى گفته : ندارند تن پروران آگهى كه پر معده باشد ز حكمت تهى مثنوى : هر كه را دارد هوسها جان پاك زود بيند حضرت و ايوان پاك * ( شَهْرُ رَمَضانَ ) * - 184 ابو الفتوح : حسن بصرى و مجاهد كلمهى شهر را با نصب قرائت كردهاند و مشهور با رفع است مقصود آن است كه ايّام معيّن براى وجوب روزه ماه رمضان است . كشف نوشته است : فريضه است كه ماه رمضان طلب كنند تا بدانند كه بر بيست و نه روز است يا بر سى روز و اگر بشهرى ديگر ماه نو ديده باشند كه بشانزده فرسنگ دور تر باشد روزه برين قوم واجب نيايد . و در آثار بيارند كه : كريب مولاى ابن عبّاس گفت كه امّ الفضل بنت الحارث مرا بشغلى بشام فرستاد پيش معاويه ، گفتا : ديشب آدينه ماه نو رمضان ديدند ابن عبّاس از من پرسيد كه ماه نو كى ديدى ؟ گفتم : معاويه و اهل شام كه