ابراهيم عاملي ( موثق )

291

تفسير عاملي ( فارسي )

كه روى به حضرت عزت نهادى اين سوختگان را وصيّتى كن و كلمه‌اى گوى تا يادگارى باشد . شيخ گفت : بر آب دو ديده و در آتش جگرم پر باد دو دستم و پر از خاك سرم بشر حافي را همين حال بود . بوقت رفتن گريستن و زارى گرفت . گفتند : يا ابا نصر مگر زندگى دوست مىدارى ؟ و مرگ را كراهيت ؟ گفت : نه و ليكن بر خداى رسيدن كارى بزرگ است و سهمگين . باز قومى ديگرند كه بوقت رفتن ايشان را تجلَّى جمال و لطف حقّ استقبال كند و برق انس تابد و آتش شوق زبانه زند . مكحول شامى مردى مردانه بود و در عصر خويش يگانه درد و اندوه اين حديث او را گرفته هرگز نه خنديد و در بيمارى مرگ جماعتى پيش وى در شدند و مىخنديد . گفتند : اى شيخ تو همواره اندوهگين بودى اين ساعت اندوه به تو لايقتر چرا ميخندى ؟ گفت : چرا نخندم ؟ و آفتاب جدائى بر سر ديوار رسيد و روز انتظار برسيد . اينك درهاى آسمان گشاده و فرشتگان بردابرد ميزنند كه مكحول به حضرت ميآيد . وصل آمد و از بيم جدائى رستيم با دلبر خود بكام بنشستيم * ( فَمَنْ بَدَّلَه بَعْدَ ما سَمِعَه ) * - 180 مجمع : يعنى اگر هر كدام از وصى يا وارث يا شاهد پس از شنيدن و عالم شدن بوصيّت آن را عوض كند گناه دامنگير او مىشود و آنكه وصيّت كرده است مسئول نيست . * ( فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ ) * - 181 مجمع : عدّه‌اى از قاريها ( موصّ ) با تشديد صاد خوانده‌اند . سخن ما : 1 - فقها در اين آيه اختلاف كرده‌اند ، بعضى گفته‌اند : اين آيه پيش از آيت حكم ارث نازل شده است براى حكم بلزوم وصيّت و بعد منسوخ شده است : بعضى هم گفته‌اند : از اوّل حكم الزامى نبوده است و دستورى بوده است مستحبّ مگر در صورت قرض چنان كه در پيش گفتيم 2 - آيت 180 * ( ( فَمَنْ بَدَّلَه ) * - الخ ) شايد مقصود آن كس باشد كه وصيّت را عوض كند خواه آنكه وصيّت مىكند بر خلاف شرع وصيّتى كند يا آنكه وصى شده بر خلاف وصيّت مشروع رفتار كند .