ابراهيم عاملي ( موثق )

290

تفسير عاملي ( فارسي )

ابو الفتوح نوشته است : و خبر رسول عليه السلام با سعد كه در بالين او شد و او بيمار بود گفت يا رسول اللَّه من مال بسيار دارم و وارث دخترى دارم جمله مال وصيّت كنم ؟ فرمود نه ، گفت : دو بهرى ؟ گفت : نه ، گفت : نيمه ؟ گفت : نه ، گفت : سه يك ؟ گفت : بلى ، ثلث هم بسيار باشد . آنگه گفت : هنوز كه فرزندان خود را به چيز رها كنى به از آن باشد كه ايشان را رها كنى درويش تا كفاف خود را از مردمان خواهند . براى اين ، وصيّت بر ثلث قرار گرفت . و هم ابو الفتوح نقل كرده است : ابن عباس گفته است : اگر از هشتصد دينار كمتر سرمايه‌ى شخص باشد وصيّت نبايد بكند . به حضرت امير عرض كردند : فلان شخص قرشى سيصد چهار صد دينار مال داشت و آنچه به او گفتند وصيّت نكرد . فرمود : مشمول « من ترك خيرا » نيست . مجمع حديثى نقل است : كسى كه وصيّت مناسب با زندگى و سرمايه‌ى خود نكند ، عقل و مروّت او ناقص است . كشف نوشته است : وصيّت خداوند مال ديگر است و وصيّت خداوند حال ديگر وصيّت توانگران از مال دنيا رود و وصيّت درويشان از حال . توانگران به آخر عمر از ثلث مال بيرون آيند و درويشان از صفاء احوال و صدق اعمال بيرون آيند ، چندانك عاصى از كرد بد خويش بر خود بترسد ده چندان عارف با صدق اعمال و صفاء احوال بر خود ترسد اما فرق است ميان اين و آن : كه عاصى را ترس عاقبت است و هم عقوبت و عارف را ترس اجلال و اطَّلاع حقّ است ، اين ترس عارف را هيبت گويند و و آن ترس عاصى خوف است ، آن خوف از خبر افتد و اين هيبت از عيان زايد ، هيبت ترسى است كه نه پيش دعا حجاب گذارد نه پيش قرابت بند ، نه پيش اميد ديوار ، ترسى است گدازنده و كشنده تا نداء « أَلَّا تَخافُوا وَلا تَحْزَنُوا » نشنود نيارامد . خداوند اين ترس را كرامت مىنمايند و به بيم زوال آن وى را ميسوزانند و نور مىافزايند . بو سعيد بو الخير را قدّس سرّه اين حال بود بوقت نزاع چون سر عزيز بر بالين مرگ نهاد گفتندش : اى شيخ قبله‌ى سوختگان بودى مقتداى مشتاقان و آفتاب جهان . اكنون