ابراهيم عاملي ( موثق )

281

تفسير عاملي ( فارسي )

رعايت عدالت و مساوات لازم است . كشف نوشته : خواجه‌ى انصارى گفته است : « ياء » نداى كالبد است و « اىّ » نداى دل و « ها » نداء جان ميگويد اى همگى بنده اگر طمع دارى قدم در كوى دوستى نهى نخست دل از جان بردار و معلومى كه دارى و از احوال و اعمال ، همه در باز كه در شرع دوستى جان بقصاص از تو بستانند و هنوز چيزى دربايد . اين است شريعت دوستى اگر مرد كارى درآى و اگر نه از خويشتن دوستى و تر دامنى كارى نرود . از پى مردانگى پاينده ذات آمد چنار وز پى تر دامنى اندك حيات آمد سمن جان فشان و راه كوب و راد زى و مرد باش تا شوى باقى چو دامن بر فشانى زين دمن » آرى عجب كاريست كار دوستى و يا عجب شرعى است شرع دوستى هر كشته‌اى را در عالم قصاص است يا ديت بر قاتل واجب و در شرع دوستى هم قصاص است و هم ديت و هر دو بر مقتول واجب . پير طريقت گفت : من چه دانستم كه بر كشته‌ى دوستى قصاص است چون بنگريستم اين معامله تو را با خاصّ است . من چه دانستم كه دوستى قيامت محض است و از كشته‌ى دوستى ديت خواستن فرض ، سبحان اللَّه اين چه كار است اين چه كار ؟ قومى را بسوخت قومى را بكشت نه يك سوخته پشيمان شد و نه يك كشته برگشت . نور چشمم خاك قدمهاى تو باد آرام دلم ز زلف خمهاى تو باد در عشق تو داد من ستمهاى تو باد جانى دارم فداى غمهاى تو باد يكى سوخته و در بىقرارى بمانده يكى كشته و در ميدان انفراد برگشته يكى بچنبر آويخته يكى در عيان آميخته آن تخم كه ريخته ؟ اين شور كه برانگيخته ؟ يكى در غرقاب يكى در آرزوى آب نه غرقه‌ى آب سير آب نه تشنه را خواب . * ( فَمَنْ عُفِيَ لَه ) * - 177

--> ( 1 ) دمن ، ويرانه و آثار خرابى .