ابراهيم عاملي ( موثق )

278

تفسير عاملي ( فارسي )

دقّت كنيم مىبينيم كه اساس و عمده‌ى نظريّه‌ى تربيتى اسلام در اين آيه گفته شده است . اوّل مسئله‌ى ايمان است و دلبستگى و كمال علاقه بمقدّسات و بمبادى تكامل بشرى كه ايمان به خدا و پيغمبر باشد و بعد عقيده و يقين بروز پاداش كه نتيجه‌ى كوششهاى دوره‌ى زندگى است و موجب پيدايش پيغمبرها است و ايمان بملك كه واسطه‌ى ميان خدا و پيغمبر است و همان نيرو و معنويت پيغمبر و موجب الهام و وحى است و كتاب آسمانى كه واسطه‌ى ميان پيغمبر و مردم است و نشانه و دليل شخصيّت و اثر باقى او و وسيله‌ى هدايت مردم است براى هميشه و پس از يادآورى اساس و پايه‌هاى دين متوجّه كرده است مردم را كه كار نيك خوبيهاى اجتماعى است و آنچه مربوط به كارهاى نفسانى است فقط از نماز نامبرده شده است پس در نتيجه براى راهنمائى مردم كار نيك را بعد از ايمان منحصر كرده است باحسان و گذشت از مال و شكيبائى و وفاى بعهد و پيمان دارى . و حديثى از امام صادق ( ع ) « 1 » مشهور است كه به طول ركوع و سجود مردم مغرور نشويد و به بينيد در نقل مطالب چه اندازه دقيق و راستگو هستند و امانتشان تا كجا است ؟ مثنوى « 2 » بقاء اجتماع و كمال نفسانى انسان را بشاخه‌ى درخت و پيمان و عهد آدمى را بتنه‌ى آن تشبيه كرده است : چون درخت است آدمى و بيخ عهد بيخ را تيمار مىبايد بجهد عهد فاسد ، بيخ پوسيده بود وز ثمار لطف ببريده بود شاخ و برك نخل گرچه سبز بود چون تبه شد بيخ سبزى نيست بود ور ندارد برك سبز و بيخ هست عاقبت بيرون كند صد برك و بست اين شعر صائب نيز مناسب است : تيره روزان جهان را بچراغى درياب تا پس از مرگ تو را شمع و چراغى باشد

--> ( 1 ) از افادات مرحوم پدرم طاب ثراه است كه اين حديث را بسيار نقل ميفرمود . ( 2 ) جلد پنجم . و سبب عداوت عوام و بيگانه زيستن ايشان با اولياء .