ابراهيم عاملي ( موثق )
262
تفسير عاملي ( فارسي )
و در حقّ ايشان نبوّت اشعيا تمام مىشود كه مىگويد : بسمع خواهيد شنيد و نخواهيد فهميد و نظر كرده خواهيد نگريست و نخواهيد ديد زيرا قلب اين قوم سنگين شده است تا آخر . روح البيان : نقل از تأويلات نجميّه روز « الست » كه خداوند از بنى آدم پيمان بر خداوندى خود مىگرفت روح مردم را بر چهار صف قرار داد در صف اوّل روح پيغمبرها بود كه به آنها مستقيم وحى مىشد : صف دوّم روح اوليا و دوستان خدا بود كه از پشت پردهى روح انبيا به آنها خطاب مىشد و دستهى سوّم : روح مؤمنين بود كه از پس پردهى صفهاى انبياء و اولياء با آنها سخن گفته شد و همين است كه آنها ايمان بغيب دارند . صف چهارم : كفّار بودند كه از پس سه پرده و سه صف جز آواز صداى گفتگو چيزى نمىشنيدند مشمول اين توصيف شدند كه « يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ » . سخن ما : شگفت داستانى است و سخت سرزنشى . مردمى كه آيات قرآن را مىشنوند و تأثير عجيب آن را در دلها مىبينند و دلباختگى مردم به پيغمبر در جلو چشمشان نمودار است و تحوّلى كه در فكر و گفتار و كردار ديگران پيدا شده است هميشه براىشان نمايان است باز مىگويند : ما پيرو پيشينيان خود هستيم و با تو سر و كار نداريم : اينجا است كه بايد چنين مردمى را معرّفى كرد به حيوان كه جز « 1 » هس هخ ، چيز ديگر از سخن آدمى نمىيابند . مثنوى « 2 » كورى باطن را بپليدى تشبيه كرده است : كور را پرهيز نبود از قذر چشم باشد اصل پرهيز و حذر كور ظاهر در نجاست ظاهر است كور باطن در نجاسات سرّ است اين نجاست ظاهر از آبى رود وان نجاست باطن ، افزون مىشود .
--> ( 1 ) آواز چوپانان در راندن گوسفندان . ( 2 ) جلد سوم داستان پيش رفتن قومى بامامت آن قوم .