ابراهيم عاملي ( موثق )

258

تفسير عاملي ( فارسي )

زير فرمان شيطان نرود . حديثى از پيغمبر ص نقل شده است كه فرمود : آدمى دو مونس و همدم درونى دارد يكى ملك است و يكى شيطان اوّلى او را بانديشه‌هاى خوب و تصديق حقّ وادار مىكند و دوّمى بافكار بد و تكذيب حقايق راهنما مىشود و نام اين دو : الهام است براى آغاز فكر بخيرات و چيزهاى شايسته وسوسه است براى مبادى افكار پليد و زشت . و آيا انسان مىتواند ميان وسوسه و الهام تميز بدهد و بداند كه كدام كار مولود وسوسه و كدام مولود الهام است ؟ علماى اخلاق گفته‌اند : چهار موجب است براى اشتباه اين دو : اوّل ضعف يقين كه انسان در تشخيص وظايف خود استوار نباشد و پيوسته از موجبات خارجى متأثر مىشود و هر دمى چيزى را بجورى تعبير مىكند و بوسوسه‌هاى شيطان گرفتار است . دوّم : از صفات نفس و اخلاق خوى سركش خود بىخبر بودن و غفلت از ناتوانى خود در برابر خواسته‌ها كه هميشه در موقع وسوسه و تحريك شيطان است و خود بىخبر است و نمىفهمد . سوّم : دنبال خواسته‌هاى نفسانى و مشتهيات رفتن با غرور و اعتماد بكمال تقوى و عفت خود . چهارم : دوستى جاه و مال كه گفته‌اند : « حبّ الشّيء يعمي و يصم « 1 » » . پس وسيله‌ى تميز ميان وسوسه‌ى شيطان و الهام احتراز از اين حالات است و اهل نظر متّفق هستند : مهمترين چيز كه انسان را غافل و مغرور مىكند و تميز وسوسه با الهام نمىگذارد خوردن حرام است و بهترين وسيله‌ى تميز ميان آن دو خوددارى از حرام است و ممكن است امتياز الهام را از وسوسه به اين بدانيم كه در آنچه نفع عموم ملحوظ شود الهام است و آنچه سود شخصى باشد وسوسه است . ارباب معرفت گفته‌اند : خوردن حلال و پاكيزه كه مشتبه بحقوق مردم و اسراف و هواپرستى نباشد موجب مىشود كه آدمى در فرمانبردارى از خداوند و دورى از پيروى شيطان موفق شود چون عمل صالح نتيجه‌ى لقمه‌ى حلال است « 2 » مثنوى

--> ( 1 ) يعنى دوستى دنيا و خواسته‌هاى زندگى انسان را از ديدن و شنيدن هر نقص و عيب كر و كور دارد . ( 2 ) جلد اول داستان تعظيم كردن ساحران بموسى .