ابراهيم عاملي ( موثق )

256

تفسير عاملي ( فارسي )

تقليد و رها كردن فكر و دليل . كشف : در آخر آيه كه دو جمله‌ى « لا يَعْقِلُونَ » و « لا يَهْتَدُونَ » متّصل بهم آمده است مىگويند براى آن است كه بجمله‌ى اوّل بيخردى آنها را نشان داده است و در دوّم فهمانده است كه با بيخردى به راه راست نبوده‌اند . و نيز در كشف الاسرار بحث مفصلَّى در تقليد مىنويسد كه قسمتى از آن نقل مىشود : آنچه تقليد در آن به هيچ حال روا نيست اصول توحيد است و اثبات رسالت و نبوّت و احكام غيبى چون بعث و نشور و حساب و بهشت و دوزخ و امثال آن . هر چه از اين باباند واجب است بر هر مسلمانى كه بداند و بشناسد و به آن ايمان دهد و تقليد در آن روا ندارد كه اللَّه تعالى قومى را در اين تقليد عيب كرد گفت : « إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ » « 1 » امّا آنچه نقل كرده‌اند از ائمّه‌ى سلف چون احمد و اوزاعى و جماعتى كه ايشان تقليد در دين روا مىداشته‌اند آن نه محض تقليد است كه آن فرمودن اتباع سلف است در آنچه نقل كرده‌اند از كتاب و سنت و حذر نمودن از استبداد و بدعت و كسى كه اتباع سلف كند بپذيرفتن كتاب و سنّت از ايشان آن را تقليد نگويند كه تقليد پذيرفتن قول است بىدليل و اين خود پذيرفتن عين دليل است بلى بوسيلت اتّباع سلف اتّباع دليل مىكند . صحابه ديدند و پذيرفتند و پس روان قرنا فقرنا شنيدند و پذيرفتند پس معلوم شد كه آن همين اتّباع است و پذيرفتن دليل نه محض تقليد . و شافعى از اينجا گفت : تقليد من نكنيد و اگر چيزى گفتم با دليل و پذيرفتيد شما گفتار مرا نپذيرفته‌ايد و تقليد نكرده‌ايد بلكه دليل را گرفته‌ايد و به آن عمل نموده‌ايد . و آنچه كه تقليد در آن مختلف فيه است : احكام شرايع دين است چون نماز و روزه و حج و زكات كه باخبار متواتر ثابت شده قومى تقليد در آن روا دارند و قومى نه ، و درست آن است كه تقليد در آن روا نيست كه هر كس را علم ضرورى به آن حاصل مىشود . و نيز اين شرايع عين ايمان است و ايمان به آن همچون ايمان به خدا و رسول است و احكام غيبى و تقليد در آن هيچ روا نيست . اما آنچه تقليد در او روا است : آن احكامى است

--> ( 1 ) ما پدران خود را بر دينى و روشى ديديم و پيروى آنها كنيم .