ابراهيم عاملي ( موثق )

255

تفسير عاملي ( فارسي )

ببندگان ؟ فرمود : آنچه ميدانند بگويند و آنچه ندانند نگويند . تأويلات : در عداوت شيطان گفتارى دارد كه ما مطلب او را با اين بيان روشن مىكنيم صوفيها مىگويند : همانطور كه سايه‌ى هر چيز نمود و نماى اوست موجودات عالم سايه و نمودهاى خدا هستند و هر يك از موجودات مادّى و معنوى را سايه‌ى يكى از صفات و حقايق خداوند ميدانند . روى اين عقيده مىگويند : چون محبّت و دوستى از خواصّ روحى و وسيله‌ى يگانگى انسان است پس محبّت سايه‌ى وحدت خدا است و اين سايه چون بر دل ميافتد به صورت الفت و مؤانست نمودار مىشود و پس از آنكه اين سايه بر باقى پاره‌هاى بدن پراكنده شد به صورت رفتار و كردار نيك با مردم نمايان مىشود كه آن را اعتدال اخلاقى مىنامند . پس اعتدال و خوش رفتارى با مردم با چند واسطه سايه‌ى وحدت خدا است . و اگر سايه‌ى وحدت بر نفس بيفتد آن را دشمنى و عداوت مىنامند كه چون در ديگر پاره‌هاى بدن پراكنده شود به صورت بد رفتارى و سوء خلق نمايان مىشود و از آن جائى كه شيطان در سايه‌ى خدا جاى ندارد هميشه در ميان اين سايه‌ها در حركت و ناراحتى و بىقرارى است و ناچار موذى و دشمن است و بواسطه‌ى اين ناراحتى و گردش ميان اين سايه‌ها هميشه آدمى را وسوسه و تحريك مىكند بسوى افراط و زيادروى در كار خود و اگر از اين وسوسه عاجز شد بسايه‌ى ديگر كه ميرسد آدمى را وادار مىكند بتفريط و بيكار گذاردن نيرو و توانائى خود از اين جهت علىّ ( ع ) فرمود : « لا ترى الجاهل الَّا مفرطا او مفرّطا فانّ الجاهل سخرة الشّيطان « 1 » » . * ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّه قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ) * الخ - 170 فخر : در اين آيه خدا مردم را وادار مىكند كه آنچه را واضح به چشم مىبينند و ارزش و درستى آن براىشان روشن است پيروى كنند آنها بر خلاف دليلهاى آشكار پى تقليد گذشتگان خود ميروند از اين جهت آنها را توبيخ مىكند بر دنبالگيرى

--> ( 1 ) يعنى آدم نادان زير فرمان شيطان است كه گاهى زياده‌روى در كار خود دارد و گاهى همانيكه داشته از دست مىدهد .