ابراهيم عاملي ( موثق )
243
تفسير عاملي ( فارسي )
اى ، هر يكى بر هستى اللَّه گواه و او را يگانگى وى نشان : در صنع إله بىعدد برهان است در برگ گلى هزار گون دستانست . طنطاوى : خداوند از مخلوط شدن آب با مواد اوليّه و عناصر موجود در زمين انواع گياه مختلف را ايجاد كرده است و عجب است كه از اتّحاد آن و زمين و حرارت اين تنوع پديد ميايد كه پايان آن معلوم نيست . چنان كه درخت نارگل يا جوز هندى به شكل درخت خرما است و ارتفاع آن به نود قدم ميرسد و در سرزمينهاى گرمسير هندوستان بخصوص در نواحى ساحلى آنجا زياد است . و اين از عجيبترين گياهى است كه خدا آفريده است زيرا براى اهل آن سرزمين هم غذا است و هم پوشاك و دوا و شير و شراب و قند و روغن چراغ و ظرف خانه و فرش و دشك و ريسمان و اسباب و اسلحه . و هم در آن تفسير است : مردى فهميده و راستگو نقل كرده است كه شخصى مسافر در آن نواحى گرم هندوستان گردش مىكرد زير آفتاب سوزان كه هيچ سايه و پناهگاهى نبود بناگهان چشمش بخانهاى افتاد كه ميان درختان بارور و زيبا ساخته شده است . چون نزديك آنجا رفت مردى هندى به او خوش آمد گفت و شربتى براى او آورد بسيار خوش طعم و ترش مزه كه از رنج گرما و خستگى آسودهاش كرده پس از آن . غذا حاضر كرد در چند بشقاب و يك كاسهى سياه بسيار صاف و درخشان و شرابى آورد بسيار گوارا كه تا آن روز چنين شرابى ننوشيده بود و حلواى بسيار زيبا و مطبوع آورد و انواع غذاها . شخص مسافر با كمال حيرت پرسيد در اين بيابان اين وسائل و خوراكها از كجاست ؟ صاحب خانه گفت همهى اينها از نارگل است : آن شربت كه اوّل خوردى از جوز نارس نارگل است و غذاهاى مطبوع از برگ است و شراب از آب گل نارگل است و قند و شيرينى از انواع عصارههاى آب گل نارگل است و تمام ظرفها و كاسه كه در سفره است از پوست جوز آن است اين خانه كه مسكن ما است ديوارش از چوب و سقف آن از بورياى برگ نارگل است و لباس تن من از رشتههاى الياف آن است و كليهى فرش و اثاثيهى رشتنى و بافتنى ما از الياف نارگل است و روغن چراغ ما از مغز ميوهى آن است . شخص مسافر مىگويد : بسيار متعجّب و مدهوش شدم از اين زندگى