ابراهيم عاملي ( موثق )
241
تفسير عاملي ( فارسي )
كارهاى خداوند و نمايش انواع آفريدهها مىفهماند كه آفرينندهى آنها واحد است و يك . و اين را توحيد افعالى مينامند و اين توحيد افعالى كه شناسائى حقّ تعالى است از طريق شناخت آفرينش و خلقت موجب و رهبر مىشود بتوحيد ذاتى كه تصديق كنيم ذات آفريننده يكتا است و بىهمتا . فخر : چهارده دليل بر اثبات توحيد از طريق مطالعهى در خصوصيّات كرات و آسمانها نوشته است : دليل هفتمش اين است كه هر يك ازين كرات و آسمانها كه در بالاى سر خود مىبينيم حركات مختلف و متعدد دارند و يا اينكه همهى اطراف نسبت به اينها بىتفاوت است و جهات شش گانه نسبت به اين اجسام خصوصيّت ندارد كه بعضى به طرف بالا و بعضى پائين و بعضى به طرف جنوب و بعضى به طرف شمال و بعضى از مشرق به مغرب و بعضى از مغرب بمشرق حركت مىكنند پس اين تفاوتها مربوط بتدبّر و ارادهى خارج از آنهاست . نظير همين استدلال را در خصوص زمين مىآورد كه تغيير و تبديل اجزاى زمين دليل است كه ارادهاى خارج از آن اين تغييرات را ايجاد مىكند . كشف نوشته است : خداوند عالم در اين آيت خلق را به خود راه مىنمايد تا در عجايب ملكوت آسمان و زمين در صنايع برّ و بحر نگرند و صانع را بشناسند . نظر عوام بمصنوعات است نظر خواصّ بصفات است نظر انبياء و خاصّ الخاصّ بذات است . عامّهى مؤمنان بصانع نگرند از صنع بصانع رسند خواص مؤمنان صفات بدانند از صفات بموصوف رسند و از اسم با مسمّى امّا پيغامبران و صدّيقان او را هم به او شناسند نه به غير او . از وى بوى نگرند نه از غير وى به او . اشارت به اين حالت آن است كه اللَّه گفت : « ألَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ » نگفت بسايه نگر تا صنع ما بينى گفت بما نگر تا صنع ما بينى . طنطاوى : پس از آنكه گفت : « إِلهُكُمْ إِله واحِدٌ » در دنبالهاش نظام معيّن موجودات را كه داراى يك مزاج و يك تربيت است بيان كرده است و گفته است : حقيقت توحيد را نمىتوانيد دريابيد مگر آنكه با علوم سر و كار پيدا كنيد و بخوانيد و تفكر كنيد و اشكال منظم موجودات را درك كنيد تا طرز تركيب و جسم آنها را بشناسيد و از معرفت