ابراهيم عاملي ( موثق )
234
تفسير عاملي ( فارسي )
سرگردان بود پس اين حكم هم نعمتى است بر عرب كه به ياد بود مادرشان هاجر و ابقاء آئين جدّشان ابراهيم معيّن شده است . ابو الفتوح : نوشته است : انس مالك گفت و عبد اللَّه زبير و عطا و مجاهد كه سعى از ميان صفا و مروه سنّت است اگر كسى نكند هيچ بر او لازم نيايد و گفتند : در قرائت عبد اللَّه عبّاس و شهر بن حوشب و عبد اللَّه مسعود چنين است : « فلا جناح عليه الا يطَّوف بهما » مذهب شافعى و مالك و احمد و اسحق چنان است كه سعى از ميان صفا و مروه از فرايض حجّ است و حجّ بىآن درست نباشد و مذهب اهل البيت چنان است كه سعى ميان صفا و مروه ركنى از اركان حجّ است هر كه نكند حجّش درست نباشد و كيفيت آن است كه هفت بار سعى كند از ميان صفا و مروه ابتدا بصفا كند و ختم بمروه و مذهب فقها همچنين است . * ( وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّه شاكِرٌ عَلِيمٌ ) * - 158 مجمع : قاريهاى كوفه « يطَّوّع » با يا و تشديد طا و واو خواندهاند و ديگران « تَطَوَّعَ » با تا و تشديد واو خواندهاند كه فعل ماضى باشد . حسن بصرى گفته است : مقصود از « خَيْراً » كليّهى عبادات است از واجب و مستحبّ و نماز و روزه و ديگران گفتهاند : مقصود از خيرا طواف مستحبّ است و عمرهى مفردهى مستحبّ است . ابو الفتوح نوشته است : و گفتند معنى شاكر در خداى تعالى و عزّ و جلّ آن باشد كه اندك بپذيرد و بسيار بدهد ، از گفتار عرب است « دابّة شكور » « 1 » . روح البيان : در اين جمله وادار مىكند بعبادت مستحبّى كه اگر كسى عمل مستحبّ انجام داد خدا سپاسگزار و دانا است . * ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ ) * تا آخر آيه - 159 فخر : از اين آيه استفاده مىشود كه آنچه مربوط بدين است و مورد احتياج عموم از نظر دين حقّ ندارد كسى آنها را پوشيده بدارد و براى مردم نگويد چنان كه نظائر
--> ( 1 ) يعنى حيوانى كه فربهى او بيش از علف خوردنش باشد .