ابراهيم عاملي ( موثق )
233
تفسير عاملي ( فارسي )
و مخلوق ملعون و منفور هستند 160 مگر آنها كه توبه كردند و از حق كشى دست برداشتند و نكوكار شدند و حقايق را براى مردم روشن كردند خداوند توبهى آنها را قبول خواهد كرد كه عذرپذير است و مهربان و البتّه 161 آنها كه بر كفر و كتمان حقّ تا دم مرگ بماندند و مردند ملعون هستند بلعنت خدا و ملائكه و همهى مردم 162 و هرگز از عذاب آزاد نخواهند شد و بارشان سبك نمىشود و مهلت يكدم آسايش ندارند . سخن مفسّرين : * ( فَلا جُناحَ عَلَيْه ) * - 157 طبرى : از اين جمله استفاده نمىشود كه طواف بصفا و مروه ممنوع نيست و جايز است زيرا مسلم است كه ممنوع نبوده است تا اينكه به اين جمله اعلام رفع مانع بشود . ابو الفتوح : با اين جمله بآنهائيكه مىگفتند طواف صفا و مروه جايز نيست چون مانند عمل بت پرستان است فهمانده كه شما اشتباه مىكنيد اين كار بد نيست . كشف نوشته است : صفا اشارت است بصفوت دل دوستان در مقام معرفت و مروه اشارت است بمروّت عارفان در راه خدمت . مىگويد : آن صفوت و اين مروّت در نهاد بشريّت و بحر ظلمت از نشانهاى توانائى و دانائى و نيك خدائى اللَّه است پس نه عجب اگر شير صافى از ميان خون بيرون آورده عجب آن است كه اين درّ يتيم در آن بحر ظلمت بدارد و جوهر معرفت در صدف انسانيّت نگه دارد و لكن ميدان كه نه در هر صدفى درّ و گوهر بود چنان كه نه در هر شاخى ميوه و ثمر بود نه در هر چاهى يوسف دلبر بود نه در هر كوهى موسى انور بود نه در هر غارى احمد پيغامبر بود . فخر ارتباط آيت « إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ » با آيات سابقه آن است كه تغيير قبله از بيت - المقدس بكعبه احسانى است بمردم بواسطهى تجديد آداب دين و شعائر ابراهيم چنان كه در همان آيات گفته شده است كه نعمت خود را بر شما تمام مىكنم . و نيز سعى صفا و مروه از شعائر ابراهيم بوده است و هاجر ما در اسماعيل جدّ عرب مدّتى ميان صفا و مروه مىگشت و